باز هم عکس ومطلب از جواهری در قصر






بسمه تعالي
با سلام و عرض خسته نباشيد
علي رغم آنكه علاقه وافري به سايت شما دارم و تقريبا هر هفته آن را مرور مي كنم، اما متاسفانه به دليل مشغله كاري نمي توانم تقاضاي نويسندگي داشته باشم و به همين خاطر تنها در پاسخ به مقاله روزنامه شرق مطالب زير را ارسال مي نمايم كه در صورت تمايل انتشار نماييد. همچنيين در صورتيكه مصاحبه هايي از خانم لي در دست هست، ارائه آنها در سايت موجب امتنان خواهد بود.
با تشكر فراوان
نقدي بر مقاله مرخ 1/3/86 روزنامه شرق با عنوان: چه كسي سليقه مخاطب را پايين آورده است؟
"آنچكه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند"
از آنجا كه آدم نسبتا پر مشغله اي هستم كمتر زمان آن را دارم كه به ارسال مطلب به سايت ها يا روزنامه ها بپردازم، اما نقدي بر عملكرد صدا و سيما با دستاويز قراردادن سريال بسيار وزين و محبوب جواهري در قصر را نوعي بي انصافي و ناجوانمردانه يافتم و به همين خاطر بر آن شدم تا با بيان جملاتي، مراتب اعتراض خود را به نويسنده مذكور اعلام دارم.
در مقاله مذكور كه با عنوان " چه كسي سليقه مخاطب را پايين آورده است؟" به نقد برنامه هاي صدا و سيما پرداخته و معيار سنجش خود را درصد استقبال 85 درصدي مردم از اين سريال قرارداده است و به نوعي آن را سريال سطح پايين و كم كيفيت عنوان نموده كه به جهت ضعف برنامه هاي كنوني سيما از توفيق پخش برخوردار شده است و جالب آنكه با مقايسه استقبال فيلم 300 و فروش بالاي آن، موفقيت اين سريال در كشورهاي ديگر جهان را نيز زير سئوال برده است و... .
در پاسخ به موارد مطرحه به دوست عزيزمان يادآور مي شوم كه :
1- مقايسه فيلم 300 با اين فيلم چندان صحيح نيست زيرا اولا آن فيلم از حمايت تبليغاتي بسيار گسترده هاليوود برخوردار بوده كه درنتيجه فروش آن را تحت تاثير قرارداده است، ثانيا منتقدان منصف جدا از فيلم نامه ضعيف و داستان تحريف شده آن ، كيفيت ساخت و تكنولوژي منحصربه فرد آن را كه براي اولين بار در سينماي جهان تركيب خوش ساختي از رايانه و بازيگران واقعي را ارائه نموده است مي ستايند. ثالثا تبليغات منفي هم ميهنان ايراني ما نيز در كنجكاو نمودان مخاطبان و استفبال از آن تا حدي تاثيرگذار بوده است.
2- درخصوص داستان درام مجموعه مذكور بايد اذعان داشت كه اين مقوله نتنها ضعف اين سريال شمرده نمي شود بلكه از نقاط قوت آن است كه با بهره گيري از روابط ساده انساني كه وجه مشترك تمام فرهنگ ها و زبان هاي مختلف دنيا است، تركيبي خوش ساخت و بي بديل را ارائه نموده است.
3- همانطور كه نوسينده مذكور نيز اشاره نموده بودند، حدود 15 تا 20 سال قبل به جهت محدوديت انتخاب كانال هاي تلويزيوني كه تنها 2 كانل آن هم با مضامين نه چندان متنوع برنامه اي را ارائه مي نمود، طرح موفقيت سريال اوشين و هانيكو مي توانست مصداق موضوع فوق باشد، اما در فضاي كنوني كه كانال هاي متعدد داخلي با سريال ها و فيلم هاي مختلف از يكسو و صدها كانال ماهواره اي از سوي ديگر امكان انتخاب را براي مخاطب عام به حد گسترده اي فراهم مي سازد، بطوريكه هربرنامه تلويزيوني براي جذب مخاطب كمتر از 5 تا 10 دقيقه فرصت دارد تا انتخاب شود و در غير اينصورت سريعا جاي خود را به كانال ديگري مي دهد، طرح اين مساله چندان موضوعيت ندارد.
علي الخصوص اين موضوع براي فيلم ها و سريال هاي هندي و جنوب شرق آسيا كه تا اندازه اي قضاوت نه چندان مساعدي را در حافظه بينندگان داخلي دارند، به مراتب پررنگتر است.
4- فيلمنامه مجموعه جواهري در قصر بقدري استادانه و ماهرانه طراحي شده كه تك تك لحظات و سكانس هاي آن هدفمند و در راستاي هدف يكپارچه مجموعه مي باشد و برخلاف برخي كارهاي داخلي تقريبا در هيچ صحنه اي شاهد آن نيستيم كه ارتباط منطقي فيلم قطع و حواشي نامربوط جايگزين آن شود، بعلاوه آنكه در كليه دقايق هر قسمت طولاني 60 دقيقه اي و با آنكه تعداد قسمت هاي سريال در حدود 54 قسمت مي باشد، هيچ گاه شاهد آن نيستيم كه تماشگر از تماشاي صحنه اي خسته شده و خواستار گذز سريع از آن باشد. درحقيقت شايد مهمترين نقطه اين سريال فيلمنامه آن و شخصيت پردازي بسيار هنرمندانه آن است كه با واقعيت هاي روزمره زندگي همه ما حتي با فضاي فرهنگي متفاوت بسيار سازگار است.
براي مثال رقابت يانگوم و گيوم يونگ در مقاطع مختلف سني بسيار هنرمندانه به تصوير كشيده شده بنحويكه در كودكي تعاملات كاملا دوستانه است و دقدقه هاي يانگوم كودك و حتي نوجوان تنها پذيرفته شدن در سطح يك خدمتكار آشپزخانه است و در بسياري از موارد اين 2 با ميل و رغبت همديگر را ياري مي داده اند، اما هنگاميكه در مقطع جواني در جايگاه كسب قدرت به رقابت مي پردازند ادبيات موضوع كاملا متفاوت مي شود و با اضافه شدن رقابت عشقي، همه چيز رنگ و بويي متفاوت مي گيرد، بنحويكه گيوم يونگ به يكباره در جايگاه شخصيت بد داستان قرار گرفته و حتي تا قتل رقيب پيش مي رود و در مقابل چقدر زيبا بود صحنه گريه و همدردي گيوم يونگ در بدرقه تبعيدي يانگوم و بانو هن، كه به نوعي ضمير واقعي او را برخلاف عملش نمايان مي سازد.
واقعيت آنجاست كه مانيز در زندگي روزمره خود بارها و بارها اين نوع رفتار را تجربه مي كنيم و در بسياري از موارد با اينكه حق با مخاطب است ، با هر ابزار و دستاويزي منافع خود را مي جوييم و اين رويكرد در همه شئون زندگي از محيط كار و رقابت براي ارتقاء شغلي تا حتي روابط همسايگي و .. مصداق دارد. ورود به راهي بي برگشت كه با شروع اولين قدم، قدم هاي بعدي بدون توجه به خسران رقيب ضرورت مي يابد.
5- در پايان بايد به بازي بسيار درخشان و هماهنگ مجموعه اشاره نمود كه علاوه بر انتخاب درست بازيگران و مهارت كارگرداني، تك تك شخصيت ها نمايانگر واقعي روابط اجتماعي و تعاملات ميان نقش ها مي باشند. براي مثال و شخصيت منحصربفرد بانو چويي با صورت برفروخته در زمان خشم، مظلوميت يانگوم و بانو هن را بيشتر نمايان مي سازد و ... .
در هر حال بايد اذعان نمود موفقيت چنين مجموعه اي كه از بسياري از ابزارهاي رايج سينماي كنوني نيز نظير سكس و ... استفاده ننموده است آن هم در ابعاد جهاني نمي تواند تصادفي و... باشد ، كه نهايتا به عنوان معياري به جهت نقد برنامه هاي سيماي ايران مورد استفاده قرار گيرد!




بانو چویی قبل از این هیچ گاه در نقش منفی ای ظاهر نشده بود. ولی بعد از جواهری در قصر هزاران درخواست برای نقش های منفی به سمت او سرازیر شدند!
سوال:چه شد که نقش بانو چویی را پذیرفتید؟؟
جواب:وقتی متن را خواندم فکر کردم که بانو چویی بسیار جذاب است (مطمئنی؟؟!!)برای همین از وقتی که شروع کردم تا الان اصلا برای گرفتن نقشی مثل این پشیمون نیستم.
سوال: آیا پس از گرفتن این نقش مردم از شما متنفر نشدند؟؟
جواب: خیر .چون از نظر من بینندگان بسیار واقع بین تر شده اند و علاوه بر این چون من فیلم های زیادی بازی کرده بودم نه تنها متنفر نشدند بلکه به تحسین بازی من نیز پرداختند.من قبل از این اغلب در نقش های خانم های زیبای اندوهگین ظاهر می شدم اما به یکباره نقشی شیطانی رو پذیرفتم
وقتی خبرنگار در باره ی خانواده اش سوال کرد:
تا حدودی بی میل بود اما به یکباره گفت : من سه بچه دارم . 11-15 و 7 ساله(ماشاالله!)
بعد صدای خنده اش استدیو را پر می کند.تعجبی ندارد وقتی بازیگر نقش مین (افسر گارد سلطنتی) می گوید بانو چویی در لوکیشن فیلم محبوب ترین بود و همیشه گروهی به دنبالش بودند!
درباره ی یانگوم می گوید او در بیرون فیلم و حتی در هوای بد و زمان های بحرانی بسیار سخت کوش بود و من از این بانوی جوان خیلی چیزها یاد گرفتم.
....بقیه اش چیز مهمی نداره به جز اینکه به عنوان مدل رفته بود چین ولی احساس بدی داشت چون همه بلند قد بودند و او تنها کوتاه قدشان بود!(فکر کنم 157!) و در مورد بچه هاش گفت که درباره ی نقشش بسیار بحث می کردند و از اینکه مادرشون چنین نقشی رو داشته اصلا ناراحت نبودند.
افسر مین :
وقتی جی جین هی(افسر مین) برای نمایش فیلم "شاید عشق"به شانگهای رفت هیچ کس به او توجهی نمی کرد(بیچاره) اما بعد از نمایش فیلم جواهری در قصر به یکی از محبوب ترین ها در کشور های مختلف شرق آسیا شد. چند وقت پیش که وی در مقابل خبرنگارانی از 11 کشور مختلف ظاهر شد او بسیار خوشحال بود و صداش جیغ جیغی شده بود!!!!(بچه هیجان زده شده!)
وقتی در باره ی فیلم جواهری در قصر از او پرسیده شد جواب داد: راستش در لوکیشن اتفاق خاصی نیفتاد .ولی دو اتفاق روی او اثر عمیقی گذاشت:
اول اینکه
وقتی که او داشت یانگوم رو از آتش سوزی نجات می داد ابروی او از روی بی احتیاطی سوخت(بیچاره!)
و دوم اینکه او فکر می کرد باید صحنه ی لب دادن یا بوسه وجود داشته باشه ولی خانم لی(یا همون یانگوم خودمون) گفت که نه خوب نیست و این موضوع کنسل شد(ایول یانگوم!)
دیگه چیز خاصی که مربوط به فیلم باشه نگفت چون اصلا برای جواهری در قصر نیومده بود!برای فیلم جدیدش رفته بوده!
یانگوم کوچک:
خیلی از مردم کودک سرزنده ولی محکم جواهری در قصر را با اون تجربه های سختی که در زندگی داشته دوست دارند.او در حالی که یک پیراهن صورتی رنگ و کلاه کابویی سرش بود و بسیار قد بلند تر شده بود با بانو چویی در مقابل خبرنگاران ظاهر شد . او و بانو چویی مانند دختر و مادر بودند و حتی در یک فیلم نقش دختر بانو چویی(هر چند خیلی کوتاه)رو بازه کرده بود.
وقتی از او سوال کردند از بین بازیگران جواهری در قصر کدام رو می پسندید به سرعت جواب داد:
در این فیلم واقعا همه خوب بودند.نمی تونم بگم کدومشون .و همه ی اونها درس های مهمی رو در بازیگری به من دادند.اما در این درام بانو یانگوم-بانو چویی و بانو هن محبوبیتشون بیشتر و توانایی هاشون بیشتر بود.و من خیلی دوست دارم از این سه بزرگ درس های بیشتری رو یاد می گرفتم.
با تموم شدن این مطلب همه ی حضار به هم گفتند: چقدر باهوشه و بزرگ تر از سنش هست
یانگوم کوچک اکنون 10 ساله است و کلاس چهارو دبستانه.او می گوید آرزو دارم بعد از اتمام دوران دبیرستانم وارد کار حرفه ای بازیگری بشم.و مهم ترین آرزوی من این است که بازیگر بزرگی شوم.
این عکس درسال2006دریک نظرسنجی دریکی از سایت های کره ای با 88% آراء ازبین عکس های Mi-kyeong Yang به عنوان بهترین عکس انتخاب شد.

عکس۷ کلیک کنید.....

یانگوم در اوایل قرن ۱۶ می زیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضا خانواده سلطنتی را به وی سپرده بوده است. به همین دلایل از ماموران رده بالای دربار محسوب می شده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.
البته محققین هنوز بر سر این مساله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.
جاهایی که نام یانگوم در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است
▪ مارس و آوریل ۱۵۱۵ زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسوول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت؛ یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال به خاطر دیگر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم، اکنون شما از من می خواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش می کنم و نه تشویقش. همین کافی است.
▪ در سالنامه ۱۵۲۴ چنین آمده است؛ یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان زن دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.
▪ ۲۹ ژانویه ۱۵۴۴ زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد؛ «از وقتی که به بیماری سرماخوردگی مبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازیم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چیم، پزشکان دربار، و همچنین یانگوم بزرگ، بهترین پزشک زن دربار، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مساله را بداند.»
▪ ۹ فوریه ۱۵۴۴، در این سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرما خوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.
▪ ۲۵ اکتبر ۱۵۴۴، سالنامه ها گفت وگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفت وگو از قول یانگوم نقل شده است؛ جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.
▪ ۲۶ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است؛ «هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب درحال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملاً آگاه است.» یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزرا توضیح داد.
▪ ۲۹ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است. (پادشاه سرانجام ۱۷ روز بعد درگذشت.) این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.
صدا و سیما در قسمت سی ام سعی کرده بود حداقل سانسور را بر روی این فیلم داشته باشد و بر خلاف گفته دوستان قسمتی که افسر نگهبان به یانگوم خیره می شد حذف نشد و حتی هنگامیکه یونسگ را آرایش می کردند نیز پخش شد...
سانسور اول هنگامی بود که همسر داگو هوس توت فرنگی می کند همسر داگو می گوید که من دوست ندارم بچه توت فرنگی دوست دارد داگو هم سعی دارد به حرف بچه اش گوش کند تا ببیند واقعاً اینگونه است!

سانسور دوم مربوط به همان قسمتی است که همه در آرم پایانی مشاهده کردید افسر مین برای اینکه حس تب خود را به یانگوم نشان دهد دست او را می گیرد و البته یانگوم خجالت می کشد و فرار می کند!


سانسور بعدی ظاهراً کلامی بوده و به یونسنگ می گویند ناخن هایت را کوتاه می کنیم تا بدن شاه خراش نیافتد!

سانسور قسمت بعد ظاهراً هدفدار نبوده و فقط برای انطباق با لب صورت گرفته بود.. یانگ داک می گوید مادرش خود کشی کرده و پدرش هم هیمنطور و داستان مفصل تر است..


البته شاید اگر اجبار نجات فرمانده ژاپنی ها نبود هیچوقت نمی توانست اینکار را انجام دهد!
از قسمت ۳۱ به بعد با خیال راحت او را پزشک خطاب کنید !
دکتر سو یانگوم!


















































































































یانگوم کوچولو






































اميد است ساعات خوبي رادر وبلاگfru سپري كنيد... (رضا24ساله از مشهد)09151015737و09381548187