خلاصه قسمت پنجاهم سریال جواهری در قصر!وسانسورهای قسمت49

 

پادشاه در حضور وزرا یانگوم را به عنوان بانوی پزشک انتخاب می کند که این کار باعث مخالفت وزرا می شود اما پادشاه اعلام می کند یانگوم از این به بعد پزشک شخصی من خواهد بود...

 

افسرمین و یانگوم که تصمیم خود را مبنی بر ترک قصر گرفته اند ، قصر را ترک می کنند...

 

وزرا و مقامات که از تصمیم شاه متعجب شده اند جلسه ای تشکیل می دهند...

 

ماموران امنیتی که در حال جستجوی یانگوم و افسرمین می باشند موفق می شوند که آنها را پیدا کنند...

 

یانگوم و افسرمین به قصر بازگردانده می شوند...

یانگوم که از موضوع فرمان پادشاه آگاه شده است ، نمی داند چه تصمیمی بگیرد...

 

یانگوم به دیدار ملکه می رود...

 

ملکه به یانگوم می گوید که از فرمانش بازنخواهد گشت و او باید بانوی همراه او باشد و به او کمک کند و پادشاه قادر نخواهد بود چنین کاری را انجام دهد اگر او دستور پادشاه را رد کند...

 

وزرا و مسئولین به دیدار پادشاه می روند و اعلام می کنند که مردم و مسئولین مخالف این کار هستند ، که پادشاه اعلام می کند که یانگوم فردی بوده است که ملکه مادر ، ملکه و من را درمان کرده است پس او شایسته این کار است...

 

و از یانگوم که به دیدن پادشاه رفته است ، می خواهد که پزشک شخصی اش باشد واین فرمان را قبول کند...

 

یانگوم فرمان پادشاه را قبول می کند...

 

ملکه مادر که با این کار مخالف است پیش پادشاه می رود و می گوید که این اتفاق نمی تواند بیفتد بر اساس قوانین چوسان و از پادشاه می خواهد که تصمیم خود را پس بگیرد...

 

پزشک شین استعفای خود را تقدیم وزیر می کند...

 

یانگوم در این حین وارد می شود و متوجه استعفای پزشک شین می شود و به دیدار او می رود و از او طلب بخشش می کند...

 

پزشک شین اعلام می کند یک پزشک که بیمار به او اعتماد ندارد یک پزشک نیست و مسئله این نیست که آیا او یک زن است یا یک مرد و این دلیل استعفای من است...

 

ملکه مادر که متوجه شده است که یونسنگ از پادشاه خواسته است مخفیانه با یانگوم دیدار داشته باشد او را به نزد خود فرا می خواند و از او می پرسد که آیا این موضوع حقیقت دارد...

یونسنگ اعلام می کند این درست است که ملکه مادر عصبانی می شود و می گوید که چرا این کار را کرده و انگیزه اش از این کار چه بوده است و آیا می خواهد با این کارها ملکه شود...

یونسنگ اعلام می کند که هرگز به این موضوعات فکر نکرده است...

که در این هنگام ملکه از ملکه مادر می خواهد که آرام باشد زیرا یونسنگ حامله است...

وضعیت جسمانی یونسنگ در راه بازگشت خراب می شود و چنگ به سراغ یانگوم می رود ویانگوم پیش یونسنگ می رود و اعلام می کند که این یک تولد نابهنگام است...

سرپرست پیشکار ها به نزد پادشاه می رود و موضوع زایمان یونسنگ را به پادشاه اطلاع می دهد که پادشاه می گوید این یک تولد نابهنگام است و جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید که به خاطر فشار خون بالا او و نوزادش در خطر هستند ، سرپرست پیشکارها به پادشاه می گوید که ملکه مادر فهمیدند که شما و یانگوم در مقر بانو سوک وون دیدار کرده اید به همین منظور یونسنگ را صدا کرده بودند که این دیدار باعث بد شدن حال بانو سوک وون شد...

نوزاد یونسنگ به دنیا می آید اما حال یونسنگ خراب می شود که با تلاش یانگوم حال او نیز خوب می شود...

یانگوم به افسرمین می گوید که قصد دارد پیشنهاد پادشاه را رد کند اما افسرمین با این کار او مخالفت می کند...

سرپرست پیشکارها دنیا آمدن نوزاد یونسنگ را به اطلاع پادشاه می رساند که پادشاه می گوید پس او یک پرنس به دنیا آورده است که سرپرست پیشکارها می گوید بله او یک پرنس به دنیا آورده است...

هم چنین پادشاه جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید نفس او یک بار قطع شد اما با تلاش یانگوم این مشکل رفع شد...

یونسنگ به هوش می آید و یانگوم نوزاد او را به او می دهد که یونسنگ از او به خاطر این که جان او و فرزندش را نجات داده است از او تشکر می کند...

یانگوم به دیدن پادشاه می رود و از پادشاه می خواهد که فرمانش را پس بگیرد واعلام می کند او نمی تواند پزشک شخصی او باشد...

در این حین سرپرست پیشکارها وارد می شود واعلام می کند که پرنس کیانگ وون در شرایط بحرانی هستند...


 
اولین سانسوری قسمت چهل و نه سریال مربوط به جشن تولد پرنس است که در آن زنان در حال رقص هستند ، تصاویر زیر مربوط به این مراسم است...

سانسوری دوم قسمت چهل و نهم مربوط به زمانی است که یانگوم و افسرمین به دنبال هم می گردند و در آخر همدیگر را پیدا می کنند...

یانگوم و افسرمین همدیگر را در آغوش می گیرند...


 
این بار ۴ تا عکس خوشکل از خوشکل ترین بانوی آسیا:

عکس اول یانگوم

عکس دوم یانگوم

عکس سوم یانگوم

عکس چهارم یانگوم

امیدوارم خوشتون بیاد

 



۲ تا عکس از بانو هن عزیز که میدونم همه دوستش دارین:

عکس اول:

عکس دوم:

لینک عکس

عکس.عکس.عکس


 


 

گیومیونگ در سریال جواهری در قصر ! 

از حق نگذریم با وجود نقش منفی خانم Hong Ri Na  در سریال جواهری در قصر با این وجود یکی از بهترین هنر پیشه های سریال جواهری در قصر است  و اینک  39  سال سن دارد او  49  کیلوگرم وزن دارد و گروه خونی او A  است


 


شعری در مورد سریال جواهری در قصر

بانو هن



 
به لطف نگاه پر از مهر خود
******************** دل تک تک بانوان را ببرد
که ناگه گیوم یونگ را باز دید
******************** کزان دیدگان آتش و خون چکید
نگفتا سخن هیچ تا باز گشت
******************** بر آئینه دل قهر و کین باز گشت
به درمان بانو برفتا که دید
******************** که چویی همان دیو خوی پلید
همو کز جفا مادرش خاک کرد
******************** همو بانو هن را به غم یار کرد
کنون بانوی منشی ها گشته است
******************** به آزار نیکان کمر بسته است
ولیکن نگفتا سخن تا که بعد
******************** کند جهد تا اختر آید به سعد
بگشتا به دنبال خواهر دگر
******************** که گیرد همی تنگ او را به بر
چو یونسگ را در عبادت بدید
******************** بر آئینه قلب او غم بدید
دو چشمش حدیث بهاران بگشت
******************** که باران پاکی به چشمش نشست
چو خواهر به تنگی در آغوش کرد
******************** نظر بر دو چشمان آهوش کرد
حدیث سفر را بدو گفت باز
******************** که این قصه باشد طویل و دراز
کنون باید از پیش تو من روم
******************** که بر حال بانوی خود بنگرم
ملکه بگشته کنون زار و زرد
******************** روم تا رها سازم او را ز درد
چو یانگوم به پیش ملکه رسید
******************** به لبهای چون خون او بنگرید
ز نبضش همی حس سن را شنید
******************** به ذهنش همی شک بیامد پدید
به شین بی بگفتا تو هم یافتی
******************** که تشخیص دارد کم و کاستی
نباشد یکی حرف یولی و نبض
******************** نخواهم که گردد همی قصه درز
چو شین بی یکی قصه را بر گرفت
******************** به ذهنش دگر آتشی در گرفت
پس از مدتی فکر و اندیشه گفت
******************** که رهکار این پیش استاد جست
چو در پیش استاد این نکته گفت
******************** بدو گفت استاد باشد درست
چو در جمع یانگوم سخن باز کرد
******************** همه حاضران غرق افکار کرد
چو استاد این طرح را کار برد
******************** یولی از حسد فتنه در کار برد
بگفتا چو این حکم از من نبود
******************** نخواهم که سوزن بیارم فرود
همان کس که این طرح را گفته است
******************** همو باید این سوزن آرد به دست
چو یانگوم شنید این سخن فکر کرد
******************** همه ترس و وحشت ز خود دور کرد
به دستش گرفتا یکی تیز تیر
******************** به دستان آن گوهر آورد زیر
چو بر پای او سوزنی کرد تو
******************** همه قصر گفتند احسنت سو !!
بباشد چنین قصه تو گوش کن
******************** دگر غصه ها را فراموش کن
چنین است رسم سرای سپنج
******************** گهی عیش و نوش و گهی درد و رنج ( شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی )
بباید چو یانگوم بگردی دقیق
******************** نکن همت و سعی و کوشش دریغ
چو خواهی که باشی به هر در امیر
******************** نباید به هر بند گردی اسیر
تفکر کن و چاره جویی بکن
******************** ز سستی و خواری تو دوری بکن
جهان عرصه عبرت آموزی است
******************** شکست اولین گام پیروزی است ( استاد شهرام ناظری )
بباید کنی راست آن قامتت
******************** بباید کنی پاک از غم دلت
چو تو خود کنی فکر خود دون و خوار
******************** طمع از کسی بهر یاری مدار
بکن پاک از هر غم اندیشه ات
******************** ببر از همه بند ها ریشه ات
رها شو چو خورشید در آسمان
******************** بدان سان نظر ساز بر این جهان
که این سازه چون موم در مشت توست
******************** به هر سان کنی فکر آن سان به توست

يانگوم بانوي اول آشپزخانه


    
    
    
    جمعه شب‌ها از شبكه دوم تلويزيون مجموعه‌اي پخش مي‌‌شود به نام (جواهري در قصر) كه طرفداران زيادي را پاي جعبه جادويي كشيده است، مي‌خواهيم در اين شماره از نقش اول، اين مجموعه يعني (يانگوم) برايتان بنويسيم، او كيست؟ كجا به دنيا آمده و يك بيوگرافي از زندگي‌اش...

    (لي‌يونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش (يانگوم)، يك هنرپيشه معروف و خوشنام كره‌جنوبي است كه در 31 ژانويه سال 1971 در سئول متولد شد. يونگ آئي در كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا طرفداران زيادي دارد و به همين‌‌خاطر به (بانوي اكسيژن) نيز معروف است. لي‌يونگ آئي به خاطر معصوم بودنش و بازي در سريال (جواهري در قصر) به اوج شهرت رسيده و بارها به كشورهايي همچون هنگ‌كنگ، تايوان، ژاپن و سنگاپور دعوت شده است و استقبال از وي به حدي بوده كه اين كشورها مجبور شدند برنامه مصاحبه‌ او را در بزرگ‌ترين سالن‌هاي خود برگزار كنند. لي‌يونگ‌آئي علاوه بر بازيگري در امور خيريه نيز فعاليت دارد. او در سال 1997 به عنوان سفير NGO به اتيوپي سفر كرد تا فقر و بيماري آن‌جا را از نزديك ببيند و در سال 1999به صحراي تار در هندوستان رفت تا با پايين‌ترين قبايل آن كشور ملاقات كند.
    يونگ‌آئي در سال 2006 تجارب خود و خاطراتش از اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان (ويژه‌ترين عشق) چاپ كرد و تمام درآمد حاصل از آن را صرف امور خيريه كرد. از سال 2004 كه يونگ آئي سفير يونيسف شد، بارها به ساخت مدرسه و بيمارستان كمك كرد و يك مدرسه دخترانه هم به اسم او در چين شروع به كار كرد.
    او در كتاب خود كه در سال 2006 به چاپ رساند، از شرح و حال زندگي و چگونه هنرپيشه شدنش مطلب نوشت.او مي‌گويد: براي اولين‌بار در سال 1991 در يك آگهي تبليغاتي شكلات شركت كرد و بعد تصميم گرفتم در رشته بازيگري ادامه تحصيل دهم. وي مشكل‌ترين نقش خود را بازي در سريال جواهري در قصر و نقش (دائه يانگوم) و پس از آن نقش كاملا متفاوت در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) مي‌‌داند. او مي‌‌گويد: هرگز نمي‌‌خواهم يك حس از زندگي من بيرون برود و آن بازي با تمام وجود است.لي‌يونگ آئي در سال 2005 و در فستيوال فيلم اژدهاي آبي، برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن و در سال 2006 به خاطر بازي در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) برنده جايزه هنري (بك‌سنگ) شد.او مدتي مدل تبليغاتي شركت LG شد و در ژانويه سال 2007 به‌خاطر موفقيت در جلب مشتري از سوي اين شركت نشان افتخار دريافت كرد. لي‌يونگ آئي سرگرمي‌هاي خاص خود را دارد كه از جمله مي‌‌توان به علاقه او به آواز‌خواني، شنا، اسب‌سواري و نواختن پيانو اشاره كرد. در ضمن او به زبان‌هاي كره‌اي، انگليسي و آلماني تسلط كامل دارد.
    
    يك افسانه
    جواهري در قصر، در سال 2003 براي شبكه MBC در كره‌جنوبي ساخته شد. اين سريال گاه با نام‌هاي (يانگوم بزرگ) يا (دائه يانگوم) در كشورهاي مختلف پخش شده و 54 قسمت مي‌باشد. ساخت و توليد اين سريال مدت يك سال طول كشيد كه البته براي يك سريال طولاني، زمان كوتاهي است. اين سريال بر اساس زندگي يك شخصيت تاريخي در زمان سلسله )goseon( است و درباره اولين پزشك زن سلطنتي اين خاندان ساخته شده است.
    نام واقعي سريال كه به گفته خود كره‌اي‌ها بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده، (دايي يانگ گيوم) است به معني (يانگوم بزرگ.) موضوع اصلي اين سريال درباره پشتكار يانگوم مي‌‌باشد كه در كنار آن فرهنگ سنتي كره‌جنوبي و انواع غذاها و روش پخت آنها و طب سنتي اين كشور به خوبي به نمايش درآمده است. داستان جواهري در قصر در سال‌هاي بين 1494 و 1544 ميلادي رخ مي‌‌د‌هد. آغاز سريال زماني است كه ملكه مادر وقت، به دستور امپراطور و توسط يك گروه از افسران گارد مسموم مي‌‌شود. در زمان بازگشت براي يكي از افسران به نام (سوچون سو) اتفاقي رخ مي‌‌دهد، ولي به وسيله يك راهب نجات مي‌‌يابد. راهب به افسر مي‌‌گويد كه سه زن در زندگي او نقش مهمي دارند. اول زني كه اين افسر سبب مرگ او مي‌‌شود. دوم زني كه او جانش را نجات مي‌‌دهد، اما در آخر باز هم موجب مرگ او مي‌‌شود و سوم زني كه عامل مرگ افسر است، ولي جان انسان‌هاي بسياري را نجات خواهد داد. بعدها مشخص مي‌‌شود كه اين سه زن، ملكه مادر، مادر يانگوم و خود او هستند. از سوي ديگر (بانو پارك)، بانوي آشپزخانه سلطنتي به چشم خود مي‌‌بيند كه (بانو چويي) سم را در غذاي ملكه مادر ريخته است، ولي خدمه آشپزخانه سلطنتي او را متهم به دزدي مي‌‌كنند و به او سم مي‌‌خورانند، اما بانو پارك توسط (بانو هن) كه پادزهر را با سم مخلوط كرده نجات مي‌‌يابد و سپس توسط افسر سو كه از قصر رفته است، فراري داده مي‌‌شود. آن دو به‌طور پنهاني در يك دهكده ازدواج مي‌‌كنند و صاحب دختر باهوشي به نام يانگوم مي‌‌شوند.

     چند سال بعد يانگوم كه كوچك و ناآگاه بود، به همه مي‌‌گويد پدرش افسر گارد سلطنتي بوده و همين صحبت‌ها باعث مي‌‌شود كه مامورين او را پيدا كنند. يانگوم و مادرش فرار مي‌‌كنند، اما مادر يانگوم كه به سختي زخمي شده است، از دنيا مي‌‌رود.مادر در لحظات پاياني عمرش آرزوي خود را به يانگوم چنين گفت: (دوست دارم بانوي اول آشپزخانه سلطنتي شوي و بي‌‌عدالتي و ظلمي كه به من شده است را در كتاب مخصوص بانوان دربار به ثبت برساني.)
    بالاخره يانگوم وارد قصر شد و با نبوغ و استعداد درخشاني كه داشت به پيشرفت‌هاي جالبي هم دست پيدا كرد.
     او دستيار (بانو هن) از بهترين دوستان مادرش مي‌‌شود و به او كمك مي‌‌كند تا بانوي اول آشپزخانه شود.
    توطئه‌هاي بانو چويي و بردارزاده‌اش (گيوم يونگ) باعث مي‌‌شود كه بانو هن و يانگوم به يك جزيره تبعيد شوند. در آن جزيره يانگوم، (بانو هن) را از دست مي‌‌دهد، ولي با زني به نام (يانگ دوك) آشنا مي‌‌شود كه يك پزشك معروف است. خيلي‌ها معتقدند يانگوم اولين پزشك سلطنتي در تاريخ كره است، ولي خيلي‌ها بر اين عقيده‌اند كه (دائه يانگوم) فقط يك نام افسانه‌اي است. شخصيتي كه از نام چند پزشك زن دربار كره‌جنوبي گرفته شده است. البته (دائه)DAE( ) يك لقب به معناي (بزرگ) است كه امپراطور در آينده به يانگوم خواهد داد.
    
    تنوع غذاهاي كره‌اي
    نوع غذاهاي كره‌اي و تركيب آنها به آب و هواي آن كشور مرتبط است. اين كشور زمستان‌هاي بسيار سردي دارد و از حدود قرن هفتم تاكنون كره‌اي‌ها به اين فكر افتاده‌اند كه سبزيجات را جزء اصلي غذاي خود كنند. آنها سبزيجات عمل آمده (نمك سود شده) خود را (يومجانگ) مي‌نامند و حتي در طول زمستان كه سبزيجات به سختي يافت مي‌شوند، غذاي اصلي آنها را تشكيل مي‌دهند. آماده‌سازي مواد غذايي در آشپزي كره‌اي از قديم اهميت بسياري داشته است و حتي امروزه نيز با وجود آپارتمان‌ها و آشپزخانه‌هاي مجهز، باز هم سبزيجات نمك سود شده را در خانه نگهداري مي‌كنند. يكي از مهم‌ترين غذاهاي كره‌اي كه پس از پخش سريال جواهري در قصر، در كشورهاي همسايه از جمله فيليپين رواج پيدا كرد و مورد استقبال قرار گرفت (كيم چي) نام دارد. ماده اصلي اين غذاي اصيل كره‌اي كلم و سبزيجات نمك سود شده و ترش شده است كه از قرن دوازدهم وارد برنامه غذايي مردم اين كشور شده. تربچه، خيار و قارچ از ديگر مواد اين غذا هستند. كره‌اي‌ها مي‌گويند تا قرن هفدهم 11 نوع (كيم چي) پخته مي‌شده و در برخي از آنها به جاي سبزيجات از ميوه‌جات و ماهي استفاده مي‌شده است. پس از پخش سريال جواهري در قصر، علاقه به غذاهاي كره‌اي بيشتر شد، به طوري كه توريست‌هايي كه از كشورهاي ديگر شرق آسيا به كره‌جنوبي مي‌روند، به دنبال چشيدن مزه اين غذاها هستند.
    چندي پيش نمايشگاه غذاهاي سلطنتي كره‌جنوبي در شهر Bexco افتتاح شد. در اين نمايشگاه انواع غذاهاي ويژه دربار كره‌جنوبي در معرض ديد علاقه‌مندان و به ويژه شركت‌كنندگان در اجلاس اپك كه در اين شهر برگزار شده بود، قرار گرفت. يك خبرنگار تايواني كه از اين نمايشگاه ديدن كرده است، مي‌گويد: ( )ttock(كيك برنج) بسيار خوشمزه است و طريقه پخت آن نيز خيلي جالب مي‌باشد، زيرا از لوبياي قرمز و برنج به هم نچسبيده درست مي‌شود. از ديگر غذاهاي خوشمزه اين جا (توك بوكي) سلطنتي است. اين غذا مخلوط كيك برنج و سبزيجات به علاوه گوشت آغشته به سس سويا و گريل شده، همراه با قارچ است. در واقع اين غذا نوعي اسنك (تنقلات) كره‌اي شيرين و ادويه‌دار با سس فلفل قرمز است. اين خبرنگار مي‌افزايد (از وقتي سريال جواهري در قصر در تايوان پخش شد، مردم علاقه‌مند به غذاهاي كره‌اي شدند.
    بايد بگويم هماهنگي بين مصرف سبزيجات و گوشت در برنامه غذايي آنها جالب توجه است.) يكي از برگزاركنندگان اين نمايشگاه مي‌گويد: امپراطورهاي اين كشور به غذا اهميت زيادي مي‌دادند. آنها با مصرف غذاهاي رنگارنگ مي‌فهميدند مردم چه مي‌خورند و محصولات آن سال خوب بوده يا نه. امپراطور روزي پنج وعده غذا مي‌خورد كه دو تا از آنها در ساعت ده صبح و پنج بعدازظهر سرو مي‌شده‌ و به آن (سورا) مي‌گفتند.
    در وعده‌هاي (سورا) 12 ظرف غذاي مختلف و يك كاسه برنج سرو مي‌شده و در كنار آن يك ظرف (كيم چي) و چند نوع شوربا نيز قرار داشته است. غذاهاي پادشاه هميشه در كاسه‌هاي نقره و قاشق و چوب‌هاي مخصوص سرو مي‌شد و اين ظروف به گونه‌اي ساخته شده بودند كه اگر در غذا زهر ريخته مي‌شد، رنگ آنها تغيير مي‌كرد.

 

عکسسسسسسسسسسسس

 

               

 

 

 
 

 
 

بنام خداوند خوبی ها

دوستان گرامی سلام

نماز و روزه های شما قبول حق باشد انشاءالله

این بار من برای شما دوست داران یانگوم یک

عکس زیبا از این بازیگر محبوب را  در این وبلاگ قرار داده ام که

امید وارم از دیدن این عکس زیبا لذت ببرید

 

سایز اصلی این عکس