سلام به دوستای خوبم ممنون از بازدید عالیتون از سایت.بعد چند سال اومدم بگم اگر بیشتر عکسها باز نمیشه بخاطر مشکل تو سرورشون هست
با تشکر..........
rEZA
29/05/1392
سلام به دوستای خوبم ممنون از بازدید عالیتون از سایت.بعد چند سال اومدم بگم اگر بیشتر عکسها باز نمیشه بخاطر مشکل تو سرورشون هست
با تشکر..........
rEZA
29/05/1392






......به صورت لينك و كوچك
۵
۶
۷
۸

سلام!!!!! خيلي وقت بود نبودما!!!!!! ببخشيد ديگه!!!!! امروز با ۳ تا عكس ناز و خوشگل از Go Ara اومدم!!!! يه عالم عكس ازش پيدا كردم!!! به زودي زود همه شون رو مي ذارم!!!
۱-
۲-
۳-
فعلا تموم شد تابعد!!!!!!
پست بعدي چي باشه؟؟؟
Go Ara
لي يونگ ا
يكي ديگه








توی این عکس شین بی بدون آرایش بود. خودم میکاپش کردم. نظر بدید ببینم که آرایشش طبیعی شده یا نه. مرسی.
۳

۴




بنام خداوند خوبی ها
دوستان عزیزم .من برای شما ۳ بازی پازل از بانوهن یانگوم و یونسنگ
در این وبلاگ قرار داده ام
شما می توانید با کلیک کردن روی متن زیر و بازشدن آن
عکسی از بازی پازل ببینید
صفحه عکس از بازی؟ این هم یک عکس از نمونه ی بازی پازل کامل و نا کامل صفحه عکس از بازی؟
این هم بازی ها روی لینک زیر کلیک کنید
بعد صبر کنید تا صفحه بازی کاملا باز شود
صفحه بازی> Puzzle پازی پازل (یونسنگ) Park Eun Hye <صفحه بازی
صفحه بازی> Puzzle بازی پازل (یانگوم) Lee Young Ae <صفحه بازی
صفحه بازی> Puzzle بازی پازل (بانو هن) Yang Mi Kyung <صفحه بازی
صفحه بازی ها بصورت لود شدن باز می شود؟
بنام خداوند خوبی ها
دوستان سلام امید وارم مثل همیشه حال شما خوب باشه
انشاءالله برای شما این بار من یک تم زیبا از یانگوم در این وبلاگ قرار داه ام
این تم قابل نصب بر روی گوشی های M600 W950 P990 می باشد
و دارای حجم ۱۹۵ کیلو بایت می باشد.
خوب برای دانلود این تم ابتدا روی لینک دانلود کلیک کنید
سپس صبر کنید تا یک صفحه باز شود بعد از باز شدن کامل صفحه
روی گزینه
Click here to download if your download did not start automatically
کلیک کنید بعد گزینه سیو را بزنید

باسلام خدمت شما عزیزان گرامی
امروز من برای شما عزیزان تم جدید از یانگوم تهیه کردم
که برای گوشیهای سونی اریکسون W800-W700-W550-K750-K600
امیدوارم خوشتون بیاد
برای دانلود تم ها روی لینک دانلود کلیک کنید


بنام مهربان ترین مهربانان
دوستان گرامی سلام امید وارم حال تک تک شما عزیزان خوب باشد
انشاءالله این بار من برای شما عزیزان گرامی
۱۱ کلیپ زیبا و دیدنی از
خانم :یانگوم(Lee Young Ae) در این وبلاگ قرار داده ام که
امید وارم خوشتان بیاد از این کلیپ های دیدنی
خوب برای دیدن این کلیپ ها
ابتدا باید برنامه ی (FLV) را دانلود کنید چون این برنامه برنامه
پخش این
کلیپ ها هستند
من برای شما عزیزان گرامی برنامه ی
دانلودش را در قسمت زیر گذاشتم
برنامه ی پخش کلیپ ها>دانلود برنامه ی (FLV) <برنامه ی پخش کلیپ ها


کلیپ یانگوم (2) حتما تماشا کنید

کلیپ یانگوم (3) حتما دانلودش کنید







کلیپ یانگوم (10) اینو تماشا کنید

کلیپ یانگوم (11) خیلی خیلی قشنگ
در پایان ما را با نظرات خوبتان یاری کنید![]()
یانگوم با پوشش اسلامی






بنام خداوند بخشنده و مهربان
دوست داران سریال جواهری در قصر و هواداران
یانگوم سلام امید وارم حال شما عزیزان خوب باشد انشاءالله
من بعد از چند ماه که کلیپ های عکس یانگوم را در این وبلاگ قرار نداده بودم
این بار من یک کلیپ عکس بسیار زیبا از یانگوم(Lee Young Ae) را برای شما عزیزان
در این وبلاگ قرار داده ام من روی این کلیپ آهنگ زیبایی از حمید عسکری گزاشتم
که امید وارم از شنیدن این آهنگ بسیار زیبا که من روی کلیپ عکس های یانگوم قرار داده ام
لذت ببرید. خوب برای دانلود این کلیپ زیبا
(ابتدا روی لینک کلیپ کلیک کنید)
بعد این صفحه باز می شود صبر کنید تا کاملا صفحه باز شود
سپس روی گزینه ( Download file) کلیک کنید تا گزینه سیو نشان داده شود سپس
گزینه سیو را زده و کلیپ را در سیستم خود ذخیره کنید
لینک دانلود کلیپ یانگوم(Lee Young Ae (Clip
(یانگوم) Lee Young Ae
و
(یولی) Lee Se Eun
را برای شما عزیزان در وبلاگ قرار داده ام

سایز اصلی عکس (یانگوم) Lee Young Ae

امروز براتون عکسای یکی از بازیگرای کره ای رو گذاشتم که تو امپراطور دریا هم بازی میکنه ولی نمیدونم کیه!!!!!!(البته فکر کنم بچگی های جانگهوا باشه).شما اگه میدونین بگین.
راستی به نظر من خیلی خوبه وبلاگ بشه سینمای کره.نه؟؟؟؟
اسم این بازیگر lee_yeon-hee است.
عکس اول

عکس دوم

عکس سوم

عکس چهارم

عکس آخر

...
...
...![]()
سلاااااااااااااااام.خوبین؟؟؟؟؟
امروز عکسای گیومیونگ(hong_ri-na)رو براتون گذاشتم.این عکسا خیلی جدیدن و فکر نکنم تا حالا دیده باشین.
عکس اول....گیومیونگ و شوهرش

این خانوم با این که یک خورده مهربون بود ولی یانگوم رو دوست داشت.
عکس اول

عکس دوم

عکسی از ملکه

و عکس دسته جمعی عوامل سریال
اینم یک عکس دسته جمعی البته امیدوارم همه جابگیرند تو وبلاگ
شاد باشید و مثل من امروز تو بارون خیس نشید.![]()
عكس هاي يوكو
عکس دوم

عکس سوم

عکس چهارم

عکس پنجم

عکس ششم

عکس های جدید یونسنگ
سلام دوستان
امیدوارم حاله همتون خوب باشه
خب ایندفعه هم براتون ار لی کلیپ گذاشتم برای دیدن این کلیپ ها هم باید FLV رو داشته
باشید اگر هنوز دانلوودش نکردید دانلوودش رو تو پست قبلیم گذاشتم از اونجا بگیریدش در
ضمن از نظر های زیباتون هم ممنون
تا هفته ی بعد خدانگهدار










کلیپ 11(Lee Young Ae dancing in India)
خوب فبل از اینکه کلیپ هارو دانلود کنید ابتدا
برنامه ی زیر رو دانلود کنید چون برای دیدن کلیپ ها حتما باید این رو داشته باشید
و حالا کلیپ ها





کلیپ 5(باز نمی شود)
قسمت هایی از فیلم یک روز خوب بهاری


کلیپ 7(باز نمی شود)



این کلیپ آخری رو توصیه می کنم حتما حتما ببنید.




فروش نسخه اورجینال کره ای سریال امپراطور دریا با زیرنویس فارسی و قیمت مناسب برای اولین بار در ایران آغاز شد . شما می توانید تنها با دادن آدرس و مشخصاتتان سریال را سفارش داده و پس از تحویل آن از پستچی مبلغ را به پستچی پرداخت نمایید !
این نسخه شامل 5 دی وی دی سریال امپراطور دریا شامل 51 قسمت کامل سریال ( هر قسمت 60 دقیقه ) , موزیک متن های سریال و کلیپ هایی از هنرپیشگان سریال امپراطور دریا می باشد .
خرید این نسخه از سریال برای تمامی ایرانیان ( تهران و شهرستان ها ) میسر می باشد و تنها کافیست برروی لینک خرید پستی در انتهای این مطلب کلیک کنید و مراحل خرید پستی آن را دنبال کنید .
تصویری از کاور دی وی دی ها :
این نسخه از سریال برای دوستانی که مایل نیستند تا یکسال آینده برای تماشای این سریال از صداوسیما منتظر بمانند یا اینکه علاقه مندند تا سریال را بصورت نسخه اصل کره ای ( با زیرنویس فارسی ) تماشا کنند مناسب می باشد . البته لازم به ذکر است که این نسخه فقط در کامپیوتر ( با DVD ROM ) قابل مشاهده است و فعلا" نسخه قابل پخش در DVD Player های خانگی فروخته نمی شود .
تعداد : 5 دی وی دی اورجینال
محتوی : 51 ساعت سریال بهمراه موزیک متن و کلیپ های جانبی مرتبط با سریال
پشتیبانی : سایت رسمی سریال امپراطور دریا
با همکاری : شرکت پست جمهوری اسلامی
قیمت : 12600 تومان ( دوازده هزار و ششصد تومان )
جهت سفارش محصول و پرداخت وجه پس از تحویل سریال برروی لینک "خرید پستی" زیر کلیک کنید .

باز هم یکسری دیگه از عکس های سواء که با عنوان جانگ هوا در سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا ) بازی می کند . بیوگرافی این بازیگر خوب را می توانید در بخش پیدا کنید .


سلام دوستان . من برگشتم . امیدوارم مطالب راضی کننده باشه .
نام کامل : پارک سو اء
تاریخ تولد : 25 جولای
1980 سن : 27 سال
قد : 168 سانتیمتر
وزن : 46 کیلو
نقش : جانگ هوا در سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا )
تفریح : شنا کردن
سریال هایی که خانوم سو اء در اونها ایفای نقش کردند :
KBS : امپراطور دریا (2004)
KBS : بوسه آپریل (2004)
MBC : Merry-Go-Round / Carousel (2003)
MBC : نامه عاشقانه (2003)
MBC : The Maengs Success Period (2002)
MBC : Yeob gi Bal Ral Hong Seon Saeng (2002) MBC : Jak Sarang (2002)
فیلم های سینمایی :
Wedding Campaign (2005) A Family (2004)
جایزه هایی که خانم سو اء برنده شده اند :
جایزه اژدهای آبی در سال 2004 بعنوان بهترین بازیگر زن برای فیلم یک خانواده
بیوگرافی گونگ بوک یکی از بازیگر های نقش اول سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا ) :
نام : چویی سو جانگ
شغل : بازیگر
تاریخ تولد : 1962
سن : 45 سال
مکان تول : کره جنوبی
قد : 174 سانتیمتر
وزن : 68 کیلو
خانواده : با هنرپیشه زن ها هی را ازدواج کرده است
تحصیلات : فارق التحصیل دانشگاه ایلت کولورادو
مجموعه های تلویزیونی :
Dae Jo Yeong (KBS, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
On the Green Fields (KBS, 2003)
Ijema
Emperor Wang Gun (KBS, 2000)
When She Beckons
First Love (KBS, 1996)
فیلم های سینمایی :
A Man Who Can't Even Kiss (1994)
A Woman of Downstairs and a Man of Upstairs (1992)
Do You Like Rain Stopped Afternoon (1991)
In a Starry Night (1991)
To You Once Again (1991)
Well, It's a Secret (1990)
Il Ji Mae, the Superman (1990)
A Young Punch (1988)
جوایز :
دریافت جایزه مشهورترین هنرپیشه مرد در سال 2002
دریافت جایزه هنرپیشه مرد سال در سال 2001
با توجه به اینکه خانم لی در مصاحبه گفتند که در وب سایت خودم نامه های ایرانی ها را خواندم... خیلی ها به من ایمیل و تلفن زدند که این سایت خانم لی چیست؟! با اینکه قبلاً هم نوشته بودیم باز هم برایتان می گذارم...
برای نوشتن نامه مستقیم (Love Letter) به خانم لی (یانگوم) به این صفحه بروید .البته قبل از استفاده از امکانات سایت حتماً باید در این صفحه عضو شوید. عضوشدن به ۲۴ ساعت زمان تایید نیاز دارد.
لینک دانلود کامل مصاحبه موج کره ای با لی (12 مگابایت فرمت wmv)

متن مصاحبه (کامل) :Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : سلام خانم لی ، خوشحالم که پیش شما هستیم و می توانیم با شما گفتگو کنیم.
خانم لی: از صمیم قلب ممنونم که به اینجا آمدید من مصاحبه با شما را هرگز فراموش نمی کنم.
گزارشگر : نمی دانم در مورد طرفداران مجموعه جواهری در قصر در ایران چیزی شنیدید یا نه
خانم لی : بله ، من خبر مربوط به آمدن شما را در روزنامه خواندم و در تلویزیون دیدم . بسیاری از ایرانیان لطف داشته اند و در وب سایت من برایم نوشته اند و نظرشون را گفته اند از همشون خیلی خیلی ممنونم
گزارشگر : وقتی که اینجا من با کارگردانان کره ای صحبت می کردم می گفتند که خانم یانگ آئه لی با همه بازیگران فرق می کنند و خیلی جدی و سر سخت هستند آیا درسته این حرف؟
خانم لی : شما حتماً سریال جواهری در قصر را دیده اید ، تهیه این سریال شش ماه طول کشید و زمانیکه نقش یانگوم را بازی می کردم تمام این مدت بدون وقفه کار کردم حتی یک روز هم استراحت نداشتم ، من باید برای هر سکانس جزئیات نقشم را می دانستم و در طول بازی بیشترین انرژی را می گذاشتم بنابراین فکر می کنم بهترین سریالی بود که در زندگیم بازی کردم و از همه همکاران خودم هم ممنون هستم.
گزارشگر : خیلی جاها وقتیکه در مورد سابقه کاری شما و بیوگرافیتان می نویسند تاکید می کنند که جواهری در قصر مهمترین کار شما در تمام سال های بازیگری هست. آیا این مساله درست است؟
خانم لی : ... من از بیست و سه سالگی کار بازیگری را شروع کردم ... و در فیلم ها و سریال های زیادی بازی کردم فکر می کنم برای هر کدام از آنها نهایت سعی ام را کردم نمی توانم بگویم که فقط در جواهری در قصر بهترین بازی را ارائه داده ام. نسبتاً این سریال مورد توجه خیلی ها قرار گرفته . من از این بابت خیلی خوشحالم من هرگز این سریال را فراموش نمی کنم.
گزارشگر : من می دانم که شما فیلم های مهمی بازی کردید و به خاطر بعضی از این فیلم ها جایزه هم برده اید. در خیلی از کشورها از جمله در کشور خود من بعضی از بازیگرهای سینما از حضور در تلویزیون می ترسند و فکر می کنند که اگر در تلویزیون حاضر باشند و یا در مجموعه های تلویزیونی دیگر کسی در سینما به دنبالشان نمی آید آیا در کره هم این اتفاق می افتد؟ آیا شما هم می ترسید از این که در تلویزیون زیاد ظاهر بشوید؟
خانم لی : شاید در گذشته حتی تا چند سال اخیر اینطور بود ولی حالا اصلاً اینطور نیست این روزها فرهنگ کره همه جا به چشم می خورد بسیاری از فیلم ها و سریال های کره ای مثل جواهری در قصر در همه جا بخصوص کشورهای آسیایی مثل کشور ایران طرفداران زیادی دارد و همین مسأله توجه بیشتری را معطوف فیلم های کره ای کرده است سریال جواهری در قصر حتی در مقایسه با فیلم های کره ای از لحاظ تولید و ساخت از محبوبیت و توجه بیشتری برخوردار است بیشتر مردم دوست دارند سریال های تلویزیونی تماشا کنند بنابراین بسیاری از هنرپیشه ها مایلند در سریال های تلویزیونی بازی کنند در حال حاضر در کره سریال های تلویزیونی و فیلم های سینمایی تقریباً در سطح مشابهی پیشرفت کرده اند به نظر من اینطور است...
گزارشگر : زمانیکه داشتم از ایران می آمدم خیلی ها که می دانستند می خواهم با شما گفتگو بکنم می گفتند که خانم یونگ إ لی سؤال بکنید که آیا خودشان هم شبیه یانگوم هستند؟ همانقدر مهربان ، همانقدر ساده و همانقدر هوشمند ؟
خانم لی : این دفعه اولی نیست که از من چنین سوالی می شود. ایفای نقش یانگوم باعث شده که چیزهای زیادی از آن شخصیت یاد بگیرم و فکر می کنم که عاقل تر و با تجربه شده ام . من بعنوان یک بازیگر زن ، با بازی در نقش یانگوم موقعیت خیلی خوبی کسب کردم و شهرتم را مدیون سریال جواهری در قصر هستم علاوه بر آن این را یاد گرفتم که عاقلانه تر رفتار کنم. من سعی می کنم که شخصیت خوب یانگوم را در خودم حفظ کنم.
گزارشگر : چه خوب ... وقتیکه خودتان کوچک بودید اندازه یانگوم کوچولو فکر می کردید که روزی چنین موفق بشوید ؟ و چنین معروف بشوید؟
خانم لی : واقعیتش من اصلاً فکر نمی کردم که یک روز هنرپیشه بشوم ... فیلم یا سریال بازی کنم... من در دانشگاه ، زبان آلمانی خوانده ام و تصمیم داشتم در آلمان درسم را ادامه بدهم راستش می خواستم در آگهی های زبان آلمانی کار کنم ، اما بطور ناگهانی یک کار نیمه وقت پیدا کردم آن زمان سال دوم زبان آلمانی دانشگاه بودم از همان زمان فعالیتم را بعنوان بازیگر در چند فیلم کوتاه شروع کردم و بعد بازیگر یک سریال نمایشی در تلویزیون شدم همین شروع فعالیت بازیگری من بود و در نهایت باعث شد من یک هنرپیشه بشوم و بعد از آن در مورد بازیگری بسیار مطالعه کردم و سعی کردم بازیگر خوبی باشم
گزارشگر : پس بازیگری شما را انتخاب کرد ، شما بازیگری را انتخاب نکردید؟!
خانم لی : فکر می کنم هر دو تا همدیگر را انتخاب کردیم.
گزارشگر : آیا آشپزی یک نشانه فرهنگی مهم در کشور شماست؟ جواهری در قصر در مورد آشپزی بود ظاهراً !
خانم لی : دقیقاً همینطور است . کشور ما بزرگ نیست اما تنوع غذاها در کشور ما خیلی زیاد است برای مثال کیم چی نمایانگر یک غذای کره است ولی آن را می شود به شکل های مختلفی درست کرد ما در کشورمان بیش از 200 نوع کیم چی داریم. یک مثل می گوید: "وقتی غذای یک کشور را بخوری ، متوجه فرهنگ آن کشور می شوی" در ایران شما هم حتماً غذاهای متنوع و زیادی هست که نمایانگر کشور و شهرهای شماست. در فرهنگ ما مثل غذاهایمان تنوع وجود دارد و مردمان علاقمند خوردن غذاهای لذیذ هستند.
گزارشگر : یعنی آنقدر مهمه که خود شما بازیگری مثل خانم لی هم می تواند اینکار را بکند ، می تواند آشپزی کند؟
خانم لی : ... بله ، قبل از شروع فیلمبرداری سریال ، مدت پانزده روز من وقت صرف یادگرفتن آشپزی قصر کردم و در این مدت به آشپزی غذاهای کره ای علاقمند شدم. وقتیکه تمرین آشپزی می کردم بارها با چاقو انگشتم را بریدم ولی به یادگیری غذاها می ارزید.
گزارشگر : کدام صحنه از جواهری در قصر شما را به شدت تحت تاثیر قرار داد؟
خانم لی : تهیه سریال جواهری در قصر حدود شش ماه طول کشید من تقریباً در همه سکانس ها بازی داشتم بنابراین به راحتی نمی توانم سکانس خاصی را انتخاب کنم چون هر سکانس آن سریال تأثیر خاص و ارزش ویژه ای برای من داشت . اگر قرار باشد واقعاً سکانسی را انتخاب کنم سکانسی که بانو هن یانگوم را دوباره می بیند و سکانسی که بانو هن می میرد را انتخاب می کنم و سکانسی که افسر مین جانگ هو بعد از مدت ها در مزرعه وقتی که مشغول کار بود دیدم.
گزارشگر : می دانم وقت زیادی ندارید و باید به فیلمبرداری برگردید اما یک سوال هست که نمی دانم از شما بپرسم یا نپرسم... مردد هستم... اما اجازه بدید بپرسم... من شنیدم که خیلی ها از تلویزیون کره یا تلویزیون چین و خیلی دیگر از کشورهای دیگر آسایی و حتی اروپایی برای گفتگو با شما درخواست دادند ولی شما چندان اهل گفتگو نیستید و علاقمند نیستید که گفتگو کنید... چطور شد که تقاضای ما را که از تلویزیون ایران آمدیم پذیرفتید؟
خانم لی : ... انتظار نداشتم که جواهری در قصر این همه مورد توجه قرار بگیرد و اینقدر طرفدار داشته باشد... از تمام کسانی که این سریال را دوست دارند ممنونم .. اصلاً تصور نمی کردم که مردم ایران هم این سریال را دوست داشته باشند با وجود اختلاف فرهنگ و زبان با سایر کشورها ما از طریق سریال های تلویزیونی می توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و حالا که این فرصت برای ما پیش آمده ، امیدوارم که ایران و کره به هم نزدیک تر بشوند و با هم ارتباط خوبی برقرار بکنند.. و در ضمن از اینکه این همه ایرانی ها برای دیدن ما به کره آمدید از شما تشکر می کنم
گزارشگر : متشکرم. کارگردانتان صدایتان می کند و همه گروه منتظر هستند که شما بروید و ادامه کارتان را بدهید. اما اجازه دهید در آخر هدایایی که از طرف خانم های ایرانی برایتان آوردند و خانم هایی که مثل خود شما سخت کوش هستند را همکارم به شما بدهند ...
خانم لی : اووو ، متشکرم .. از هدیه شما بسیار ممنونم.... می توانم الان .. می توانم اینها را باز کنم؟ نماینده خانم های ایرانی!: بله ، باز کنید
خانم لی : امیدوارم خوشتان بیاید ... خیلی متشکرم .. متاسفم که برای شما هدیه ای تهیه نکردم
نماینده خانم های ایرانی!: نه خواهش می کنم
خانم لی : بازهم ممنونم ، ممنون ، ممنون خانم ، ممنون .این یک طرح سنتی هست؟
نماینده خانم های ایرانی!: بله ، این کار یکی از شهرهای ایران هست
خانم لی : اوو... مخصوص کشور شماست؟
نماینده خانم های ایرانی!: بله ، کار ایرانه
خانم لی : اوو ... چه جعبه زیبایی دارد..
نماینده خانم های ایرانی!: این یکی از صنایع دستی کشور ماست
خانم لی : کاردستی شماست ، چقدر زیباست
خانم لی : ایران چه چیزهای زیبایی دارد... گفتید این از صنایع دستی ایران هست؟
نماینده خانم های ایرانی!: بله
خانم لی : این خیلی قشنگه
خانم لی : ممنونم ، ممنونم ، ممنونم ، این رنگها را خیلی دوست دارم ، خیلی قشنگه
خانم لی : بله... دارم بازشون می کنم ...
نماینده خانم های ایرانی!: امیدوارم که خوشتان بیاید
خانم لی : اوه ، خیلی قشنگه ، وای ممنون خیلی قشنگ است ، خیلی قشنگه
خانم لی : این چیه؟
نماینده خانم های ایرانی!: این پسته است...
خانم لی : پسته است؟! خیلی خوبه ، من عاشق خوردنم
خانم لی : من می خواهم یک سوال از شما بپرسم ... سریال جواهری در قصر چقدر در ایران شما معروف است؟
گزارشگر: اگر که در صفحه گوگل ، در اینترنت کلمه "یانگوم" را سرچ بکنید اسم خودتان را به فارسی ، در واقع بیش از 52000 مقاله در مورد شما وجود دارد...
خانم لی : اوه.. واقعاً؟
گزارشگر: به توضیح بیشتر نیازی ندارد ، به خاطر اینکه خانم های ایرانی خودمان ، مثل شخصیت یانگوم ، خیلی سخت کوش و پرتلاش هستند .. برای همین شخصیت شما را در این مجموعه تلویزیونی دوست داشتند
خانم لی : من شنیده بودم که مردم ایران خیلی خوب و خونگرم هستند و حالا فهمیدم که ایرانی ها دوست و همسایه ما و دقیقاً مثل ما هستند ، از این به بعد هر وقت بازی فوتبال ایرانی ها را تماشا کنم ، بیشتر از قبل از تیم ایران حمایت می کنم...
خانم لی : ممنون ، خداحافظ

دانلود مصاحبه موج کره ای از خانم لی (بخش اول) ۶.۲ مگابایت
نکته : برای مشاهده به نرم افزار flv player نیاز دارید که می توانید آن را از این لینک دانلود کنید.
متن مصاحبه (بخش اول) :
گزارشگر (منصور ضابطیان) : سلام خانم لی ، خوشحالم که پیش شما هستیم و می توانیم با شما گفتگو کنیم.
خانم لی: از صمیم قلب ممنونم که به اینجا آمدید من مصاحبه با شما را هرگز فراموش نمی کنم.
گزارشگر : نمی دانم در مورد طرفداران مجموعه جواهری در قصر در ایران چیزی شنیدید یا نه
خانم لی : بله ، من خبر مربوط به آمدن شما را در روزنامه خواندم و در تلویزیون دیدم . بسیاری از ایرانیان لطف داشته اند و در وب سایت من برایم نوشته اند و نظرشون را گفته اند از همشون خیلی خیلی ممنونم
گزارشگر : وقتی که اینجا من با کارگردانان کره ای صحبت می کردم می گفتند که خانم یانگ آئه لی با همه بازیگران فرق می کنند و خیلی جدی و سر سخت هستند آیا درسته این حرف؟
خانم لی : شما حتماً سریال جواهری در قصر را دیده اید ، تهیه این سریال شش ماه طول کشید و زمانیکه نقش یانگوم را بازی می کردم تمام این مدت بدون وقفه کار کردم حتی یک روز هم استراحت نداشتم ، من باید برای هر سکانس جزئیات نقشم را می دانستم و در طول بازی بیشترین انرژی را می گذاشتم بنابراین فکر می کنم بهترین سریالی بود که در زندگیم بازی کردم و از همه همکاران خودم هم ممنون هستم.
و بالاخره آخرین قسمت مستند موج کره ای با زمان ۱۱۰ دقیقه نیز پخش شد که در ابتدا با مصاحبه با افسر مین جانگ هو (جی جینگ هو) آغاز و پس از نمایش جسته گریخته و البته دوبله پشت صحنه کره ای جواهری در قصر (سابق) به سراغ زیبابترین قسمت مجموعه و مصاحبه با خانم لی یانگ ائه رفت و همانطور که دیدید چقدر خانم لی خوب به سوالات پاسخ دادند و ای کاش از طرف نمایندگی مردم یک کشور هدایای خاص و به یادماندنی به ایشان تقدیم می شد که لااقل بیانگر ذره ای از این مهر و عاطفه مردمان با محبت ایرانی بود! من که دیگه از اول شاهدم که شما برای خانم لی چیکارا می کردید... هر چی نباشه نویسنده های این وبلاگ خیلی بهتر از این آقای گزارشکر از اوضاع و احوال یانگومی با اطلاع بودند...
باز هم از شما دوستان و خوانندگان این وبلاگ که دورانی خوب را با هم سپری کردیم سپاسگذارم...
و البته امیدوارم آقای گزارشکر علت اینکه چرا لی به مصاحبه با او جواب مثبت داده را متوجه بشود...
و اما هنوز یک سوال برای من باقی مانده براستی چرا این مجموعه به این جالبی باید اینقدر دیر وقت (مخفیانه) ، بدون تکرار و بی سر و صدا پخش بشه در حالیه که خیلی از مستند های آشغالی ده بار ده بار تکرار می شوند؟!
دومین قسمت مستند موج کره ای با شروع مصاحبه با داگو و مشاهده خانه ویلایی او به اتمام رسید! البته نتیجه گیری این بود که آشپز کنگ داگو پسته دوست دارد و در کره هم کلاغ یافت می شود!
در ادامه چند شات از پشت صحنه یانگوم را داشتیم که البته صدا و سیما اینار آن را دوبله کرده بود (قابل افراد کنجکاوی که می گفتند چرا پشت صحنه زیرنویس نداره!)
در انتها کارگردان سریال جواهری در قصر از سریال اش می گوید از پشت صحنه های میگوید از سختی های ساخت فیلم و از تاریخ می گوید و سرانجام می گوید که خانم یانگ ائه چقدر هنرمند توانایی است و می گوید که چقدر در مورد ایران و ایرانی ها اطلاع دارد ! البته ظاهراً زیاد فیلم ایرانی ندیده...!
به نظر شما فردا این گزارشکر پیراهن قرمز ما با چه کسانی مصاحبه می کند؟! بله ، یانگ آئه !
نکته : دوستانی که موفق به دیدن این مستند نشده اند بر روی این لینک کلیک کنند.
خوب همانطور که انتظار می رفت اولین قسمت مستند موج کره ای با ۹ دقیقه اختلاف در اعلام ساعت بالاخره شنبه پخش شد.
این مجموعه که ابتدا با مصاحبه با بییندگان مجموعه آغاز شد و با اعلام فاکتور مهم دوبله به عنوان شهرت سریال به سراغ دوبلرهای سریال رفت و پس از سفر به کره جنوبی و مصاحبه با ریس انجمن فرهنگی فیلم سازی کره و پیمان صادرات و واردات فیلم و سریال ، به مکان فیلمبرداری کشیده شد (پارک مشهور MBC) که البته با سکانس پایانی آشپزخانه کوچک قصر پایان پذیرفت... البته ادامه دارد...
ضمن تشکر از صدا و سیما به خاطر زحمت دادن به خودشون و رفتن به سفری دلپذیر بیش از هر چیز از LG تشکر می کنیم که هزینه این سفر را در قبال تبلیغات خیلی مختصر صدا و سیما پذیرفتند (آن روزنامه های معترض در مورد هزینه سفر حالا بیان جواب بدن) و حتی توانستند خانم لی یانگ آئه را راضی کنند (لی در دفتر مرکزی LG کار می کند!) که مصاحبه با کارشناسان امور فرهنگی و توسعه سیما را بپذیرند. قابل توجه اینکه یک منت هم سر ما گذاشته شد --> خانم لی با هیچ کس تا حالا مصاحبه نکرده !!!
البته من نفهمیدم این کارشناس ما با خودش پسته برده بود یا راننده اتوبوس پسته های خودش بود!!
به هر حال جالب بود و به نظر می رسه قسمت بعدی که مصاحبه لی هست جالب تر باشه
نظر شما چیه؟
در ضمن فراموش نکنید ادامه برنامه فردا و پس فردا یعنی (یکشنبه و دو شنبه) پخش می شه و ظاهراً تکرار هم نداره.. منم نمی توانم بهتون بدم چون مال سیما است کپی رایت داره ![]()
یک روز خوب بهاری یکی از دیگر فیلم هایی است که خانم Lee Young ae(یانگوم) در آن به ایفای نقش پرداخته است
شاید بتوان به جرات گفت فیلم یک روز خوب بهاری با کارگردانی jin Ho hur اولین درامای تراژدی تاریخ سینما است که عشق و جاذبه غیر منطقی یک بشر و درد و آتش جدایی زودرس را به تصویر می کشد.

در این داستان Sang-Woo مهندسی صدا بردار است که برای یک پروژه صدا برداری از طبیعت به روستایی در کره جنوبی می رود و متوجه می شود که همکار وی یک خانم به نام Eun-su (لی یانگ آئه) از رادیوی محلی است و در طی پروژه های ضبط صدا تحت تاثیر جاذبه های احساسات و سادگی این زن قرار گرفته و در نهایت دل به او می بند و حتی در طی روزهای همکاری در کنار هم بسیار روان و متعادل به کار خود ادامه می دهند

ولی پس از مدتی Eun-Su متوجه می شود دیگر شور اولیه را نسبت بهSang-woo ندارد ولی نمی داند چطور این را به او بگوید و برای اینکار مجبور می شود راه دیگری را امتحان کند در این موقع Sang-woo نیز متوجه می شود که در انتخاب خود متوجه اشتباه شده است در نهایت Sang-woo مجبور به ترک او می شود و حتی در بدو بازگشت با وجود تمایل Eun-Su بین آتش عشق و آتش جدایی ، مجبور به تصمیم گیری عاقلانه می شود و سعی در سرکوبی احساس خود می کند.

این فیلم از نظر نوع فیلمبرداری از نوع Wide بوده و از نظر روالمندی داستان در نوع خود بی نظیر است بطوریکه کمتر بیننده ای فیلمی چنین با روح ولی سرد را تجربه کرده است!




برخی از این نوع کاریکاتور ها را در جریان سریال در این سایت دیده بودید...
حالا که سریال محبوب جواهری در قصر به اتمام رسیده شاید مرور دوباره این کاریکاتور ها جالب باشد اگر کسی پیدا بشه و بتونه متون داخل آن ها را ترجمه کند و یا حتی شرح مختصری در مورد هر کدام بنویسد بسیار عالی می شود...
البته این نوع کاریکاتورها بیشتر من را یاد آدامس های LOVE'S می اندازه ... شاید روزی آدامس یانگوم بزرگ هم بیاد ...
از قبل در مورد ارتباط هواپیمایی آسیا ایر و یانگوم خبر دارید اخیراً این شرکت هواپیمایی برای حفظ ارزش های این سریال اقدام به اهدای پکیج یانگوم به مسافران خویش می نماید که بسیار مورد استقبال قرار گرفته است.
محتویات این پکیج شامل جاسوئیچی یانگوم ، تقویم ، دفترچه یادداشت ، امضای یانگوم ،پد رایانه و تصاویر و مداد ویژه یانگوم است که البته در هر روز محتویات متفاوت می باشد!

با وجود گذشت تقریباً ۵ سال از پخش این مجموعه در بسیاری از کشورها ، هنوز این دراما محبوب ترین درامای تاریخ جهان است!
درامای یانگوم برای ما ، پایان ناپذیر است و این وبلاگ هم حتی اگر یک نفر بازدید کننده داشته باشد ، هرگز تعطیل نخواهد شد! زیرا یادگاری است از روزهای پرنشاط پخش سریال و دوستان خوبی که با آن ها آشنا شدیم و زندگی کردیم ... چطور می توان صفحات به یادگار مانده از دوستان عزیز و پرتلاش را پاک کرد! امیدوارم در هر کجا هستند پاینده و موفق باشند...


نوشته زیر برگرفته از روزنامه اشراق به نویسندگی مهدی صنعتی است:
مستند و مستند سازی در میان انواع هنر هفتم از تاثیرگذاری بالایی بر اقشار مردم در هر نقطه ای از جهان برخوردار است چون بیننده خود را در مقام نظاره ای منطقی و منطبق بر موضوع مورد بحث از زاویه ی عدسی دوربین مستندساز دیده و در قضاوت پیرامون موضوع مستند به صورت قریب به اتفاق با دست اندرکاران همراهی می نمایند چه در غیر این صورت این مستند به چرایی ساخته شدن خود دست نیافته است .
کشور عزیزمان ایران از مدت ها پیش و از بدو تاسیس نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره مورد آماج مستند هایی از این دست بوده است که چند مدت پیش گزارش گر صدا و سیما به چندین نوع از آخرین های آنان پرداخته و به واکاوی مستمسک های رسانه های غربی در این قبیل برنامه ها پرداخت و جالب این که واقعیت موجود آن است که تصویر شکل گرفته در اذهان مردم جهان در رابطه با ایران همین مستند ها و تا حدودی تحلیل های مفسرین غربی ضمیمه شده به آن شکل داده که تا حدودی باعث وارونه جلوه دادن اوضاع داخلی ایران گردیده است .
البته خوانندگان محترم خود با مشاهده ی برنامه های مختلف صدا و سیما تماشاگر برخی دیگر از انواع مستند ها از جمله مستند هایی چون " گرگ ها " و یا " به اسم دموکراسی" که در نقطه ی مقابل مستندهایی از قبیل قبل می باشند که البته به دست آمده از منابع اطلاعاتی دیگری بوده و تولیدی خود صدا و سیما نبوده است .
اما در چند سال اخیر گویا مستندسازی مورد توجه بسیاری قرار گرفته چرا که در موردهایی اگر این قوانین حمایت از تولیدات نرم افزاری از استحکام قابل توجهی برخوردار بود و همه ی مردم از نسخه ی اصل محصولات فرهنگی استفاده می کردند رکوردی بی سابقه در فروش برنامه ای مستند در تاریخ مستند سازی کشور خلق می شد که از آن مستندی چون " فقرو فحشا " بود که کمتر کسی را می توان پیدا نمود که این مستند را ندیده باشد و یا از آن چیزی نشنیده باشد که البته از این قبیل با رویکردهایی این چنین بسیار می توان پیدا نمود .
اما نکته ی جالب و جدید در ارایه ی مستند از جانب صدا و سیما که رسانه ای ملی است این که به واقع سیاست گزاران این نهاد و سازمان عریض و طویل که سالیانه بودجه های هنگفتی را از دولت دریافت نموده و علاوه بر آن با استفاده از درآمدزایی های متنوعی چون پیام های بازرگانی و شرکت های مختلف تحت تکفل خود در این وادی چگونه به اولویت سنجی پرداخته و برخی از مستندها را فاقد صلاحیت پخش و برخی را در ردیف اول قرار داده و برای ساخت آن هزینه های هنگفتی را پرداخت می نمایند .
حتما تا کنون تبلیغات مستندی را به نام " موج کره ای " که در اطراف موضوع محوری " سریال جواهری در قصر " از سوی صدا و سیما و با استفاده از بیت المال کشوری اسلامی برای آشنایی بیشتر با بازیگران این سریال و مشاهده ی لوکیشن های آن و مصاحبه با دست اندرکاران آن ساخته شده و آماده ی پخش می باشد را دیده اید که با حسابی سرانگشتی می توان به این نتیجه رسید چه چه هزینه هایی در این باره صورت پذیرفته است که در دیگر سو بسیاری از تهیه کنندگان مستندهایی با مضامین ارزشی و در راستای اهداف انقلاب اسلامی به چندین درصد از این هزینه حاضر به ارایه مستندهای خود به صدا و سیما برای پخش می باشند که البته به نظر می رسد این امر و ساختن مستندهایی با این موضوعات احتمالا باید از وظایف این سازمان باشد .
صدا و سیمایی که اطلاع رسانی فراجناحی را کارکرد خود و وکالت از جانب مردم برای رصد فعالیت های دولت مردان و مسوولین را بی شک افتخار خود می داند و در ادامه وظیفه ای چون اطلاع رسانی به آنان را برای آشنایی با ابعاد مختلف انقلاب را از کارکردهای بدون شک خود می داند تا کنون چند مستند به قوت و ظرافت و همه جانبه نگری " مستند روح الله " ساخت شبکه ی المنار را در کارنامه ی خود دارد که این گونه به باور نگارنده بهسراغ موضوعات دست چندم می رود ؟ مگر همین چند روز پیش نبود که مشاور رسانه ای رییس جمهور از عدم همکاری صدا و سیما با نهاد ریاست جمهوری برای مستند سازی از سفرهاسی استانی گلایه داشت؟ به راستی آیا این قدر فقر موضوع هست که باید به سراغ موضوعاتی این گونه رفت ؟
این ها همه در حالی است که ریاست محترم صدا و سیما در اظهار نظری پیرامون بودجه ی مصوب برای این سازمان در لایحه ی بودجه ی سال 1378 گفته است :
" ما از بودجه ی تخصیص یافته رضایت نداریم !!!!! "


بنام خداوند خوبی ها
دوستان گلم سلام روز و شب همگی خوش
این بار من دوباره از یانگوم ۵ عکس متحرک زیبا و جدید گذاشته ام
که امید وارم از دیدن این ۵ عکس متحرک جدید لذت ببرید
|
دوستان گلم سلام امید وارم حال همگی شما خوب باشد انشاءالله این بار من برای شما دوستان دو کلیپ سانسوری از قسمت های چهل و نه سریال جواهری در قصر رو در وبلاگ قرار داده ام شما برای دانلود این کلیپ سانسوری ابتدا روی لینک دانلود کلیپ ها که زیر هر دو عکس می باشد کلیک کنید سپس یک صفحه باز می شود بعد صبر کنید تا صفحه دانلود باز شود و بعد روی گزینه ی Download file کلیک کنید تا دانلود شود کلیپ نظر یادتان نرود دوستان
خوب اولین کلیپ سانسوری مربوط به جشن تولد پرنس است که در آن زنان در حال رقص هستند ، تصاویر و کلیپ زیر مربوط به این مراسم است...
مربوط به جشن کلیپ سانسوری اول(Dae Jang Geum Clip)
و اما کلیپ سانسوری دوم مربوط به زمانی است که یانگوم و افسرمین به دنبال هم می گردند و در آخر همدیگر را پیدا می کنند... شما می توانید کلیپ عکس زیر رو در زیر خود عکس دانلود کنید
مربوط به یانگوم و افسر مین جانگو |
Park Chan-wook کارگردان ، نویسنده و تهیه کننده کره ای و سازنده ی دو اثری که یانگوم در آنها بازی کرده است.
(Joint Security Area (2000
(Sympathy for Lady Vengeance (2005
بیوگرافی:
متولد: (August 23, 1963(age 44
محل تولد:Tanyan, Jecheon, South Korea

آدرس سایت رسمی به زبان انگلیسی : http://www.lady-vengeance.com/lady_vengence.html
و لینک مربوط به این فیلم در دانشنامه آزاد Wikipedia :
http://en.wikipedia.org/wiki/Sympathy_for_Lady_Vengeance
در صورت تمایل به خرید این فیلم به این لینک مراجعه کنید.

ظاهراً تغییرات در متن داستان واقعی ، سریال را بسیار جذاب تر کرده است.
پوسترهای این فسیتوال در ژاپن!

اخیراً منتقدان و مردم کره جنوبی به یانگوم گفته اند: یانگوم خود را در آینه ببین!
به نقل از عده ای منتقدان هنرمندان کره ای ، یانگوم امروز کمتر به ظاهر خود توجه می کند و در بسیاری از جشن ها و مراسم فرهنگی بسیار ساده و با موهای آشفته ظاهر می شود و به او اعلام کردند به مردمی که با لبخندهای تو انس گرفته اند توجه کن و حداقل خود را در آینه ببین!

و البته یانگوم (لی یانگ آئه) نیز از این قاعده مستثنی نیست.

نشان پرچم او صورت فلکی دلو (یازدهمین منطقه البروج) است به این نشان Aquarian هم می گویند.
۲ تا عکس از میونگی مادر یانگوم و دوست صمیمی بانو هن رو تو این پست میزارم که ببینید و لذت ببرین:
امیدوارم خوشتون بیاد
راستی تو نظرات بگین از کی عکس بزارم یا چه مطالبی بزارم
درباره ی یانگوم واقعی در تاریخ
یانگوم در اوایل قرن 16 میزیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره ی او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضای خانواده ی سلطنتی را به وی سپرده بود.
به همین دلیل از ماموران رده بالای دربار محسوب میشده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.
البته محققین هنوز بر سر این مسئله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.
۩ جاهایی که نام یانگوم در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است:
- مارس و آوریل 1515 زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار ، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسئول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت : "یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال دیگر به خاطر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم. اکنون شما از من میخواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش میکنم و نه تشویقش. همین کافی است."
- در سالنامه 1524 چنین آمده است : یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.
- 29 ژانویه 1544 زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد :
"از وقتی که به بیماری سرماخوردگیمبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چپم ، پزشکان دربار ، و همچنین یانگوم بزرگ ، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مسئله را بداند."
- 9 فوریه 1544 ، دراین سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرماخوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.
- 25 اکتبر 1544 ، سالنامه ها گفتگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفتگو از قول یانگوم نقل شده است : جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.
- 26 اکتبر 1544 در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است : "هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب در حال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملا آگاه است." یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزارت توضیح داد.
- 29 اکتبر 1544 در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است (پادشاه سرانجام 17 روز بعد درگذشت). این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.



سانسوری اول مربوط به زمانی است که یانگوم به نزد پادشاه رفته است و یانگوم از پادشاه به عنوان یک زن و یک پزشک خواهش می کند که اجازه این کار را دهد...

پادشاه می گوید شما واقعا یک پزشک بزرگ و دوست داشتنی هستید...

سانسوری بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم دوباره به نزد پادشاه می رود...

پادشاه از این که یانگوم برگشته است به شدت خوشحال می شود...

یانگوم شروع به مداوای پادشاه می کند...

و پادشاه شروع به نگاه کردن یانگوم می کند...






قسمت بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم را به کیسه می اندازند..


قسمت بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم افسرمین را پس از چند سال می بیند...



سانسوری بعدی مربوط به زمانی است که افسرمین یانگوم را مجبور به فرار می کند...




قسمت بعدی مربوط به زمانی است که زنی به دنبال یانگوم می آید و می گوید کیسه آب رحم یک زن دیگر که از اقوام او هست پاره شده است ولی بچه هنوز بیرون نیامده است...

قسمت بعدی مربوط به زمانی است که افسرمین به یانگوم می گوید این قدر حرف های قشنگ نزن و کار خود را انجام بده...

و زمانی که افسرمین و یانگوم به قصر دعوت می شوند...

قسمت بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم وارد قصر می شود و یکی از پزشکان به او می گوید شما هنوز به زیبایی قبل هستید...

سانسوری بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم در حال درمان آن زن در غار است...

برای امروز یه عکس دیگه از لی براتون آماده کردم امیدوارم ازش خوشتون بیاد فقط نظر فراموش نشه
از همتون ممنونم
امروز یه تم از یانگوم واسه نوکیا ۳۲۵۰ به سفارش یکی از دوستان گذاشتم
دوستان امکان گذاشتن تم واسه گوشی های موتورولا و ان ای سی هم نیست
واقعا شرمنده

Download To Mobile Phone: yangom by ahmad_61

Download To Mobile Phone: yangom
خلاصه آخرین و طولانی ترین قسمت سریال جواهری در قصر :
... و یانگوم اعلام می کند که دیگر امکان درمان شما با دارو یا طب سوزنی وجود ندارد و تنها راه درمان برش بخش مسدود شده روده شماست...
چون در آن زمان جراحی مرسوم نبوده است همه خدمه قصر از این تقاضای یانگوم بسیار تعجب می کنند
در ابتدا پزشکان با یانگوم صحبت می کنند تا او را متقاعد کنند چنین عملی امکان پذیر نیست...

حتی به او اعلام می کنند که اگر این کار هم باشد چطور پادشاه قادر است تا چنین دردی را تحمل کند!
یانگوم که در گذشته به شیوه بی حس کردن دست یافته بود پزشکان را در جریان این یافته خود قرار می دهد...
او نمونه بی حسی خرگوش و ماهی را بیان می کند ولی هنوز پزشکان ادعا دارند که این روش ممکن است بر روی حیوانات عملی باشد...

تا اینکه یانگوم اعلام می کند که این بی حسی را روی خودش نیز اثبات کرده است...

با این وجود با مخالفت شدید از جانب ملکه روبرو می شود و به او می گوید چطور می تواند برای درمان شاه از چاقو استفاده کند و از او می خواهد راه دیگری برای درمان پادشاه بیابد

وزیران که از این موضوع مطلع می شوند صراحتاً به پادشاه اعلام می کنند که یانگوم از اعتماد شما سوء استفاده کرده است و توطئه ای از جانب او در راه است و او را مقصر اصلی سلامتی شاه می دانند ...

ولی پادشاه اعلام می کند که یانگوم بیماری من را می شناسد اگر او بگوید زنده نمی مانم پس نمی مانم! و اگر او بگوید خواهم مرد پس می میرم!
یانگوم که پشت در ایستاده بود تقاضای وزیران از پادشاه را متوجه می شود

و حتی وزیران هشدار علنی را به او اعلام می کنند که در صورتیکه اتفاقی برای پادشاه بیافتد هیچگاه این موضوع را نمی بخشند چون طبق قوانین او مسئول سلامتی پادشاه است..

با این وجود یانگوم به پیش پادشاه می رود و با او همدردی و صحبت می کند :
"عالیجناب ، شما همیشه به مهارت های ضعیف پزشکی من اعتماد داشتید و همواره به من لطف داشتید با وجودیکه تقاضای من یک توهین است ولی می خواهم شما را نجات دهم یکبار دیگر به من اعتماد کنید.. و ..."

و پادشاه نیز پاسخ گرمی را به یانگوم می دهد:
"از آخرین باری که بیرون رفته ام بیش از یک ماه می گذرد هم اینک شکوفه ها در آمده اند دوست دارم با هم به جایی که با هم قدم می زدیم برویم ولی من نمی توانم تو هم نمی توانی ! ممکن است مهارت پزشکی تو خیلی عالی باشد ولی تو هم نمی توانی یک مرد مرده را نجات دهی ! چون پادشاه هستم دلیلش نیست که می توانم صفحه نوشته شده روزگار را برگردانم! این سرنوشت طولانی من و تو بود و ..."

پادشاه از یانگوم می پرسد : "همه کلمات تو در گوش من زمزمه می کند آیا بیمار خوبی نبودم؟!" و یک سکانس احساسی شکل می گیرد...

و در نهایت از شاه التماس می کند که اجازه دهد او را درمان کند..

پادشاه که می داند طبق قانون ، یانگوم مسئول سلامتی اوست و پس از مرگش وزیران دست از سر یانگوم بر نمی دارند با وجودیکه می داند یانگوم ممکن است بتواند او را درمان کند ولی بسیار نگران است... بطوریکه به کاردار خود می گوید یانگوم ممکن است بتواند مرا نجات دهد ولی مخالفان او مثل فوج های زنبور رشد می کنند و انبوهی از تقاضاهایی روانه می شود که حتی من قادر به خواندن آنها نیستم...
یانگوم مجدداً برای غذا دادن به پادشاه به پیش او می آید و یک سکانس احساسی شکل می گیرد که مجموعه ای از شات های بسته صورت یانگوم نمایش داده می شود (احتمالاً سانسور می شود)





پادشاه که عاشقانه یانگوم را دوست دارد نگران سرنوشت او پس از مرگ خودش است لذا ماموریتی ویژه را در مورد یانگوم به کاردار وفادار خود اعلام می کند...
کاردار به سوی یانگوم می رود و می گوید این دستور شاه است : هم اینک به دروازه شمالی قصر برو...

زمانیکه یانگوم به دروازه شمالی قصر می رود ناگهان او را می ربایند..

و با قایق از شهر خارج می کنند...

یانگوم هر چه از آنها علت را می برسد جواب نمی دهند و حتی به آنان می گوید که شاه به او نیاز دارد و آنها نباید به شاه خیانت کنند و ...

در این بین سکانسی از شاه نمایش داده می شود که حال او وخیم است و به کاردار می گوید فقط می ترسم یانگوم تمام تلاش خود را بکند و دوباره به اینجا بازگردد..

وزیران که تصور می کنند یانگوم فرار کرده است دستور دستگیری او را در هر نقطه از شهر صادر می کنند...
زمانیکه قایق یانگوم به مقصد می رسد وارد جزیره ای می شود که افسر مین را بعنوان کارگر مشغول کار می بیند! (سکانس احساسی)


به سوی هم می دوند و همدیگر را در آغوش می گیرند (سانسوری)
کاردار می آید و فرمان پادشاه را به افسر مین جو تقدیم می کند

که بدین شرح است :
"از جانب شاه به افسر سابق مین جانگ هو ، افسری که همه ملامت ها و تقصیرات مرا به خاطر اشتباه من به دوش کشید ، و این آخرین تقاضای من از اوست . با پزشک خانم یانگوم بزرگ به سرزمین چین برو در حالیکه از او تشکر می کنی که مرا به شخصی قوی تبدیل ساخت او که به خاطر تبعید عشقش از من متنفر نشد و به او بگو متاسفم که نمی توانم کسانیکه می خواهند به او صدمه بزنند را متوقف کنم پس به مینگ برو جائیکه کسی نمی تواند به تو صدمه بزند در آنجا پزشکی تمرین کن تا به انسانهای بیشتری کمک کنی"


یانگوم که فداکاری پادشاه را متوجه می شود نمی تواند خود را راضی کند که او را به حال خود رها کند لذا به افسر مین می گوید من نمی توانم با تو بیایم و سوار قایق مینگ نمی شود..

و به سوی قصر پادشاه بر می گردد...
در حوالی قصر متوجه می شود که مردم شهر در حال گریه و زاری و دعا هستند ...

مامور امنیتی قصر از پیشروی یانگوم جلوگیری می کند و به او اعلام می کند که دیگر خیلی دیر شده است و شاه از دنیا رفته است...

یانگوم متقاعد نمی شود و این بار افسر مین جو که آگهی دستگیری یانگوم را متوجه می شود به زور او را با خود از می برد...

<<< فیلم هشت سال پس از آن زمان را نشان می دهد یعنی March 1550>>>>
<<< ششمین سال سلطنت میونگ جانگ>>>
سکانس اول بچه یانگوم را نشان می دهد که پدرش (مین جو) را فرا می خواند...

مین جو که در گوشه ای از شهر به معلمی و کفاشی مشغول است...

و یانگوم مادری سخت گیر که در شهر بصورت مخفیانه مشغول طبابت است!

یانگوم که هنوز در چوسان است از اینکه بچه اش سرنوشتی شبیه او داشته باشد نگران است لذا او را به خاطر بازی با بچه های افسران و رفت و آمدهایش تنبیه می کند...

افسر مین جو با فرزندش صحبت می کند و با اشاره به سرگذشت سخت کودکی مادرش (احساس تقصر به خاطر مرگ مادر و پدرش) علت اینکه مادرش نمی خواهد او با بچه های دیگر ارتباط داشته باشد را بیان می کند...

در سایر سکانس ها سعی می شود بچه یانگوم را مشابه کودکی خود او زیرک ، خوش بیان ، زیبا و غیره جلوه دهد...

افسر مین که بالاخره به حرفه معلمی خود رسیده است

و یانگوم که هنوز سرسختانه به دنبال حرفه پزشکی و درمان دیگران است...
روزی که بچه یانگوم برای کمک در درمان یکی از بیماران مادرانش مشغول دویدن بود آشپز کنگ داگو را در راه می بیند که از او سراغ یک پزشک ماهر خانم را می گیرد ولی بچه یانگوم با توجه به سفارشات مادرش با زیرکی از ارائه اطلاعات خودداری می کند و این موضوع را سریعاً به پدرش اطلاع می دهد...

افسر مین به سرعت کول بار سفر را می بندد تا از اینجا فرار کنند ولی متوجه می شود

یانگوم که هنوز نتوانسته مردم شهر را به جهت جراحی یک بانوی باردار متقاعد کند خود درگیر است و مردم سعی دارند تا ماموران را برای دستگیری او فراخوانی کنند افسر مین بلافاصله قبل از رسیدن ماموران دولتی او را فراری می دهد...

و کنگ داگو موفق می شود برای لحظه ای یانگوم و مین جو را در حال فرار مشاهده کند..

ولی سرانجام او را نیافته و به خانه خود باز می گردد و ماجرا را با دوستان یانگوم در میان می گذارد اینکه او زنده است...

زمانیکه یونسنگ متوجه حضور یانگوم در شهر می شود بسیار هیجان زده می شود و می گوید با اینکه در این مقام هستم هنوز نمی تواند برایش کاری کنم...

یونسنگ به بانو مین و دوستانش می گوید چندی پیش در مورد یانگوم صحبت بوده است و واکنش چندانی علیه او نشان نداده اند.. او اعلام می کند که شاید این ماجرا را به ملکه بگویم...
ولی بانو مین می گوید اگر او وجود یانگوم در شهر را اعلام کند یانگوم دیگر در امان نخواهد بود ولی یونسنگ پافشاری می کند و بانو مین می گوید پس باید شرایط را قبل از اعلام این موضوع آزمایش کنیم...
یونسنگ در یکی از ملاقات ها با ملکه صحبت یانگوم را پیش می کشد.. (ضمن آنکه یونسنگ از محبت ملکه باخبر بود چون طبق قانون پس از مرگ شاه یونسنگ باید قصر را ترک می کرد ولی ملکه از انجام این کار خود داری می کند)

و از ملکه می خواهد تا رتبه و موقعیت یانگوم و مین جو را برگرداند... یونسنگ که کینه ای از سوی ملکه در مورد یانگوم مشاهده نمی کند اعلام می کند یانگوم هنوز در چوسان است!
ملکه که از این موضوع بسیار تعجب می کند دستور می دهد تا یانگوم و مین جو را به قصر بازگردانند...
در یکی از روز ها مین جو و یانگوم حین بازگشت متوجه به هم ریخته شدن خانه اشان می شوند

و سربازان بلافاصله آنان را محاصره می کنند ولی در نهایت متوجه می شوند این سربازان قصد بازگرداندن افسر مین جو و یانگوم به قصر را دارند...

لذا آنان را با احترام به قصر باز می گردانند..

و بچه یانگوم با پرسیدن سوالاتش در مورد بانوان آینده و غیره خاطرات کودکی یانگوم را دوباره زنده می کند...

و سکانس زیبای ملاقات دوستان با آهنگ زیبای مجموعه ، یاد آور خاطرات گذشته است

ملکه بصورت رسمی موقعیت و رتبه یانگوم و افسر مین جو را باز می گرداند و اشاره ای به نگرانی بی مورد خود در مورد موقعیتش در گذشته می کند (زمانیکه از یانگوم خواسته بود این - جانگ ، شاهزاده بیمار را بکشد! او خود به سرعت می میرد و ملکه موقعیتش را باز می یابد)

بقیه سکانس ها ، ملاقات های جالب یانگوم و مین جو با آشنایان است...



ملکه از یانگوم می خواهد تا در قصر بماند و در این کار اصرار می ورزد ولی یانگوم اعلام می کند که مردم بسیاری را در خارج قصر دیده است که نیاز به کمک دارند و دوست دارد بین مردم زندگی کند و حرفه پزشکی خود را ادامه دهد...

ملکه نیز با درخواست او به شرط برگشت مجدد در شرایط ضروروی موافقت می کند و به این مناسبت جشنی برای او ترتیب می دهد..

پس از ترک قصر ، افسر مین سبب سوال و جواب های زیبای همیشگی بین یانگوم و خود می شود:

افسر مین : "تو احساس پشیمانی می کنی؟"
یانگوم : "نه ، قصر به من فرصت داد فرصت آشپزی ، پزشکی و ملاقات با شما ولی باعث شد چیزهایی را از دست بدهم ، مادرم ، بانو هن و آرزوهایم را ، این ارمغان قصر برای من بود. به نظر می رسد قصر به تو خیلی چیزها می دهد ولی حقیقتاً چیزهایی با ارزش تر را می گیرد،به نظر می رسد به تو اجازه می دهد به آنچه می خواهی برسی ولی تو را از هر آنچه می خواهی باز می دارد. همه قصر را مکانی خیالی می پندارند غافل از اینکه واقعاً جای اندوهناکی است"
افسر مین : "پس ، مسیری که ما به می رویم غم انگیز و اندوهناک نیست؟!"
یانگوم : "خیر"
افسر مین : " پس به من یک قولی بده"
یانگوم : " چه قولی؟"
افسر مین : "هر کاری که می خواهی در طبابت انجام بده ولی جراحی نکن! این تنها راه آرامش است کشور ما هنوز این موضوع را نمی پذیرد"
یانگوم : "ولی این راهی برای نجات انسان هاست!"
افسر مین : "ولی سبب گریز ما از ماموران نمی شود، به من قول بده"
یانگوم : " نه ، هرگز"
افسر مین : " قول بده ..."
یانگوم : "هرگز نمی دهم"

در همین حین متوجه مفقود شدن سو - هووان (بچه یانگوم) می شوند و ناگهان سو - هووان فریاد می زند : مامان مامان کسی اینجا مریض است...

و یانگوم زن بارداری را در غار می بیند که در حال وخیمی است و امیدی به زنده ماندن او بدون جراحی وجود ندارد لذا از افسر مین جانگ هو خواهش می کند که اجازه دهد او را جراحی کند..

افسر مین جو ابتدا مخالفت می کند ولی در نهایت اجازه می دهد ...

یانگوم زن را جراحی می کند

و مادر و فرزند زنده می ماند بدین نحو او برای اولین بار جراحی را در چوسان پایه گذاری می کند
در آخرین سکانس زیبای این مجموعه این دیالوگ خطاب افسر مین به فرزندش است :
" به مادرت نگاه کن ، این خانم ... بعید به نظر می رسد با ابداعش (جراحی) به سادگی و آرامش قادر به زندگی باشد ولی او همواره با خود این سوال را مطرح می کند : اگر راهی برای نجات یک زندگی است ، چرا که نه؟"

و آرم پایانی سکانس هایی از گذشته مجموعه را به تصویر می کشد که برای من و شما که با این سریال زندگی کرده ایم بسیار خاطره انگیز است.

از همه دوستان که ما را تا بدین روز همراهی کردند سپاسگذارم ضمن آنکه یادآوری می کنم هنوز فعالیت های وبلاگ در آینده ادامه دارد...
سانسوری اول مربوط به زمانی است که یانگوم پیش افسرمین می رود و به او می گوید که پادشاه از او پرسیده است که آیا به تو علاقه دارم یا نه و من گفتم بله...

یانگوم گریه می کند...

افسرمین اشک های یانگوم را پاک می کند...

قسمت بعدی مربوط به زمانی است که ملکه مادر پیش ملکه می رود و از او می پرسد که چرا خواسته ی او را اجرا نکرده است و می گوید که شما چقدر خام و بی تجربه هستید ، علت این که یک مرد می خواهد یک زن نزدیک او باشد این است که او را در قلب خود حس می کند چه بفهمد و یا نفهمد...

سانسوری بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم پیش یونسنگ می رود که در آن جا چنگ و بانو مین سوالاتی در مورد آشنایی او با افسرمین می پرسند...

بار اولی که او را دیدی از او خوشت آمد...
چه حسی داشتی؟...

یانگوم با تکان دادن سر نشان می دهد که چه احساسی داشته است...

اوه...چه دل انگیز...
در مورد دستهایش...
آیا دست هایش را توی دستت گرفتی؟
یانگوم می گوید بله...
پس این کار را کردی...
دست هایش چطور بود؟
یانگوم می گوید دست هایش گرم بودند...
چنگ :گرم بودند ، چقدر گرم بودند؟...

یانگوم می گوید گرم بودند ، خیلی گرم بودند...
بانو مین می گوید من می دانم که شما همدیگر را خیلی دوست دارید اما فکر می کنم شما خیلی زیاده روی کردید ما حتی یک مرد را هم از نزدیک نمی بینیم...

سانسوری دیگر مربوط به زمانی است که افسرمین پیش پادشاه می رود و می گوید گرچه ممکن است من نتوانم یانگوم را برای خود داشته باشم و حتی اگر شما سر من را هم از تنم جدا کنید هیچ گله ای نخواهم داشت ، چون من نمی توانم زنی را که پادشاه دوست دارد دوست بدارم ، عالیجناب این بنده بی وفا را به مرگ محکوم کنید...

قسمت بعدی مربوط به زمانی است که افسرمین بعد از رفتن به دیدار پادشاه ، پیش یانگوم می رود...

یانگوم از او می پرسد که چه چیزی به پادشاه گفته است ، آیا به پادشاه گفته است که می خواهد تا صد سال کنار او باشد که ناگهان افسرمین او را به آغوش می گیرد...

سانسوری بعدی مربوط به زمانی است که یانگوم قصد عبور از صخره ها دارد که یاد زمانی می افتد که با افسرمین فرار کرده بودند و به دلیل سختی راه افسرمین او را بر پشت خود سوار کرده بود...

بنا به در خواست شما تم از یانگوم واسه سونی اریکسون گذاشتم
امیدوارم خوشتون بیاد

Download To Mobile Phone: yangom

Download To Mobile Phone: yangom
n95-n958GB-n73-n93i-n93-n81-n818GB-n76-n75-n71
... و پادشاه از یانگوم می پرسد آیا تو به افسر مین جانگ هو علاقمندی؟! و یانگوم به او جواب مثبت می دهد...

یانگوم از اهدافش به پادشاه می گوید و به او شرح می دهد که هدف او برنامه ریزی شده بوده است و ...

پادشاه از او می خواهد فردا به محل ملاقات همیشگی در باغ قصر بیاید !
پادشاه که هم اکنون می دانست یانگوم به چه کسی علاقمند است ، همان شب از کارگزار خود می پرسد امروز چه افسری سر پست است و کارگزار اعلام می کند افسر مین
یانگوم به سرعت به پیش افسر مین می رود و به او می گوید که اعلام کرده ام به تو علاقمندم و آن زمان فکر نمی کردم چه اتفاقی ممکن است برایت بیافتد و می گوید من خیلی خودخواه بودم و... ولی مین جو به او می گوید کاملاً درست عمل کرده است.


پادشاه در همان زمان به سراغ افسر مین می رود ولی متوجه می شود او در حال ملاقات با یانگوم است و به سرعت بر می گردد ... و کارگزار به افسر مین جو اعلام می کند که پادشاه از شما می خواهد فردا صبح به حیاط قصر بیایید...

فردا صبح در حیاط قصر ، پادشاه با یانگوم قدم می زند و می گوید "از وقتی دستورات پزشکی ات را انجام داده ام اعصابم بهتر شده، ماجرای تو و مین جو را شنیده ام چطور با او آشنا شدی؟ " و یانگوم ماجرای درمان زخم مین جو را شرح می دهد شاه از یانگوم می خواهد تا آن چاقو و قلم حکاکی شده پدرش را که زمان معالجه مین جو جای گذاشته بود را به او نشان دهد ولی متوجه می شود این چاقو را یانگوم به مین جو هدیه داده است!

پادشاه از یانگوم می پرسد : " آیا ورزش تیر و کمان برای سلامتی من خوب است؟" و یانگوم تایید می کند پادشاه اعلام می کند که زمان جوانی هیچ رقیبی در این ورزش نداشتم!

و به کارگزار خود فرمان می دهد وسایل را برای این ورزش آماده سازی کند...

سپس می گوید : " شنیده ام مین جانگ هو در این ورزش مهارت دارد و رتبه 7 نظامی را کسب کرده است . پس چرا تنهایی تیر اندازی کنم بهتر است من و مین جانگ هو با هم رقابت کنیم!"
پادشاه به مین جو اعلام می کند ما در 5 تیر رقابت می کنیم و باید روی چیزی شرط بندی کنیم! و بلافاصله اعلام می کنم من روی کمانم شرط بندی می کنم ولی مین جو می گوید از این کمان فقط یک عدد در کشور وجود دارد من چیزی به این ارزش ندارم تا وسط بگذارم! شاه به او می گوید : " بهتر است از آن چاقو و قلم حکاکی شده یانگوم استفاده کنی!"


رقابت شروع می شود... پادشاه اولین تیر را به خال هدف می زند! و افسر مین نیز که هم اینک بر روی ارزشمند ترین دارایی خود شرط بسته است تیر را با دقت به خال می زند...

شاه دومین تیر را نیز به هدف می زند...

و مین جانگ هو نیز به خال هدف می زند..

پادشاه سومین تیر را نیز به هدف می زند...

و مین جانگ هو نیز به خال هدف می زند..

و در نهایت اعلام می شود که چهار تیر اول امتیاز مساوی داشته اند و تیر آخر سرنوشت رقابت را تعیین می کند...

پادشاه در حین پرتاب تیر نهایی ، یکباره تغییر فکر می دهد و از عمد کنار هدف را نشانه گیری می کند!!!!

و نوبت به پرتاب تیر توسط افسر مین جانگ هو فرا می رسد شاه به او با قدرت اعلام می کند ، من به یانگوم علاقمندم ، تو چطور؟ این باعث می شود مین جو تیر را به هدف بزند تا رقابت را برنده شود...

پادشاه به یکباره عصبانی می شود و یک تیر از میان برداشته و افسر مین را هدف قرار می دهد!

ولی از کشتن مین جو صرف نظر می کند و پرنده ای در هوا را شکار می کند!! و کمان را به سوی مین جانگ هو پرتاب می کند و به او می گوید : "تو برنده شدی"



از طرفی ملکه مادر ، ملکه را تحت فشار قرار می دهد که فرمان ازدواج شاه با یانگوم را صادر و اجرا نماید!
یانگوم به پیش یونسنگ می رود و یونسنگ با خوشحالی به یانگوم می گوید که او تمام ماجرای علاقمندی او و افسر مین را به شاه گفته است! تازه یانگوم متوجه می شود که شاه از کجا متوجه این ماجرا شده است...
بانو مین و دستیارش شروع به پرسیدن در مورد عشق یانگوم می کنند و این اولین باری است که یانگوم به سوالات آن دو به درستی پاسخ می گوید! مثلاً آنها می پرسند : دستهایش را گرفتی : "بله" ، "دستهایش چطور بود: "گرم" و غیره.. (احتمالاً سانسور می شود)

ملکه که از سوی ملکه مادر به شدت تحت فشار بود به سوی شاه می رود و از شاه می خواهد تا دستور نهایی را قبل از اینکه او مجبور به نوشتن کند اعلام کند و به او اخطار می دهد دیگر فرصت زیادی باقی نیست...

شاه آن شب با بوییدن سیب های یانگوم فکر می کند تا آنکه به شاه اعلام می کنند افسر مین قصد ملاقات شما را دارد...

مین جو به شاه می گوید که قبلاً یکبار با یانگوم فرار کرده است و علت برگشتن مجدد خود را هدف نهایی یانگوم اعلام کرد .. مین جو آن شب صراحتاً به شاه می گوید چرا به یانگوم علاقمند است و عاشقانه او را دوست دارد و هر چیز مرتبط به او برایش ارزشمند است...

و همچنین از شاه می خواهد تا اسم یانگوم را به عنوان اولین پزشک زن ثبت کند و اعلام می کند که حاضر است به خاطر این گستاخی هر مجازاتی را قبول کند...
یانگوم آن شب به دیدار مین جو می رود و به او می گوید علت ملاقاتش با شاه چه بوده و به او چه گفته است؟

آن شب بانو یونسنگ که فکر می کند یانگوم به خاطر او به دردسر افتاده به پیش شاه می رود و تمام گفته هایش را تکذیب می کند و خواستار مجازات خود می شود... ولی شاه با کمال تعجب از او می پرسد؟ "تو مرا دوست داری؟"

آن شب پادشاه در زیر باران قدم زنان به تمام گفته های مین جو ، یانگوم و .. فکر می کند..

فردای آن روز ملکه قصد ابلاغ فرمان را داشت که از سوی شاه خبر می رسد تا حکم پس گرفته شود...

آن روز شاه ملاقاتی با یانگوم ترتیب می دهد و در مورد عشق حقیقی و اولیه خود با او می گوید ... به او می گوید او اولین کسی بوده است که روح عشق قدیمی را برایش زنده کرده ... و صراحتاً به یانگوم اعلام می کند قصد ندارم تو را مجبور به انجام کاری کنم که به آن علاقمند نیستی ولی باید به عنوان پزشک در کنارم باشی .. چون من تنها با تو آرامش می گیرم ، انتخاب دیگری ندارم!

پادشاه آن روز با وجود مخالفت های شدید مشاوران و وزیران حکم "یانگوم بزرگ" را به او اعطا می کند و اعلام می کند که این سمت جدید است و تناقضی در قوانین قصر ایجاد نمی کند...و رده او را هم پایه هیئت وزیران اعلام و او را به عنوان پزشک شخصی خود منصوب می کند و اعلام می کند با این وجود او تنها وظیفه سلامتی من است و وظیفه دیگری ندارد... و از مین جو می خواهد تا حکم را نوشته و اجرا کند...

افسر مین جو حکم را می نویسد

و با فراخوانی همه در حیاط قصر آن را از سوی شاه بدین شرح اعلام می کند:
"من (پادشاه) حصول موفقیت یانگوم را در درمان بسیاری از بیماری های خانواده سلطنتی و مردم به رسمیت شناخته و به او عنوان "یانگوم بزرگ" را که معادل با سومین رده مقام و درجه اعضای هیئت وزیران است را اعطا می کنم و او را به عنوان پزشک شخصی خود منصوب می کنم "


مشاوران که به جهت افسر مین جو هنوز نگران هستند از شاه تقاضا می کنند به دلیل منافات رفتار مین جو و موافقت با شاه ، او را برای عبرت دیگران تبعید کند و شاه نیز می پذیرد!
یانگوم که متوجه این موضوع می شود و حتی از اینکه چاقوی حکاکی شده یانگوم را نیز جای گذاشته است نگران می شود... سراسیمه به دنبال مین جو می گردد و در راه تبعیدگاه او را می یابد...

مین جو به او می گوید برگرد و من را فراموش کن...!!!

چقدر سختی کشیدی تا به این نقطه برسی؟ هم اینک وظیفه است سخت تر شده و .. احساساتت را فراموش کن.. یانگوم از او می پرسد تو می توانی اینکار را بکنی؟ می گوید: "من هم اینک اینکار را کرده ام!" ولی یانگوم می گوید : "من نمی توانم"
و از مین جو می خواهد تا چاقو و قلم حکاکی شده را با خود ببرد... (یک سکانس احساسی زیبا)


پس از راهی شدن مین جو به تبعیدگاه از آن دوران یانگوم به عنوان پزشک شخصی شاه به او خدمت می کند و از شاه می خواهد تا مزرعه گیاهان دارویی را به او بدهد تا یانگوم در آن تحقیق کند...


او در این دوران به تحقیقات مختلفی پرداخته و بیماری های گوناگونی را تشخیص می دهد و در بحران های بیماری کشور پادشاه را به خوبی همراهی می کند..


سال ها می گذرد تا اینکه بالاخره سیستم گوارشی شاه در اثر پیری و ضعف دچار بیماری می شود...

در آن دوران یانگوم مشغول تحیقیق در مورد بی حسی بر روی حیوانات بود..

یانگوم در طول این سال ها هنوز خاطرات یک روزه سفر خود با مین جانگ هو را فراموش نکرده بود..

بالاخره به کمک همکار پزشک خود یانگوم موفق به یافتن روش بی حسی بر روی انسان می شود...

به یانگوم خبر می دهند حال پادشاه بسیار وخیم است .. یانگوم پس از معاینه با کمال تاسف اعلام می کند علایمی که در موردش نگران بوده در شاه ظاهر شده است ...

و اعلام می کند که شاه "انسداد روده" پیدا کرده است! و یانگوم به خوبی می داند که درمان این بیماری توسط دارو و طب سوزنی هرگز میسر نیست... ولی تمام تلاش خود را بکار می گیرد...

از طرفی دیگر مشاوران که یانگوم را مسئول سلامتی شاه می دانند از او به شدت انتظار دارند تا شاه را درمان کند...


یانگوم به پزشک شین می گوید : در این شرایط تنها یک راه باقی مانده است!!
او تصمیم م گیرد شرایط را با خود شاه در میان بگذارد.. او را ملاقات می کند و به او می گوید : حقیقتاً تنها یک راه برای درمان شما باقی مانده است... و آن برش قسمت مسدود شده روده است!

شاه می گوید چطور می خواهی آن را برش بزنی؟! یانگوم در جواب می گوید با یک چاقو!

سانسوری مربوط به زمانی است که یانگوم پیش ملکه می رود...

یانگوم می گوید بانوی پزشکی (یانگ دوک) که در جیجو به من پزشکی یاد داد به من گفت وقتی شخصی را نجات می داده است به جای دادن جایزه به او با او هم بستر می شده اند...

با سلام..
با توجه به پخش قسمت های پایانی سریال جواهری در قصر و سوالات مکرر عده ای از دوستان بر آن شدم تا سعی کنم پاره ای از ابهامات برخی از دوستان عزیز که از ابتدای این سریال با ما همراه بودند را برطرف کنم...
• آیا جواهری در قصر 2 ساخته خواهد شد و یا در حال ساخت است؟
با توجه به شایعات پراکنده شده در مورد ساخت این سریال باید عرض کنم متاسفانه خیر...
در ابتدا با توجه به استقبال چشمگیر از این سریال در اقصی نقاط جهان این ایده به فکر خیلی از کارگردانان دنیا خطور کرد که شروع به ساخت سریالی با محتویاتی مشابه این سریال کنند.. ولی با تحقیقات گسترده دوستان هنرمند ، نتیجه بر آن شد که ساخت این سریال از چندین وجه بسیار مشکل است
کاراکتری که جانشین کاراکتر نقش اصلی یانگوم شود بطوریکه خدشه در سوابق ذهنی تماشاگران وارد نسازد - مضامین فیلم اساساً قادر به همراهی بیینده باشد و پیش زمینه حس قسمت قبلی را در فضای جدید همراه داشته باشد
و در نهایت کارشناسان تئاتر و سینما ، نه تنها قسمت دوم سریال جواهری در قصر را موفق پیش بینی نکردند بلکه سبب خدشه ای بر قسمت اولیه و سوابق ذهنی تماشاگران ارزیابی کرده اند... فعلاً که شرایط این طور است..
• آیا یانگوم به ایران می آید؟
با توجه به مذاکره اخیر با ایشان متاسفانه تا این لحظه خیر! و به شایعات توجه نکنید...
• آیا شما بر روی سریال امپراطور دریا فعالیت می کنید؟ چرا؟
اکیداً خیر - در جواب عده ای دیگر که مکرراً تقاضای عرضه و فعالیت بر روی سریال امپراطور دریا را از سوی من دارند عرض می کنم سریال امپراطور دریا اساساً یک سریال درجه دو و با هنرپیشگان درجه سوم هست که محتویاتی رزمی و خیالی دارد و سریال های این چنینی در کره و چین بسیار ساخته شده و وجود دارد و اگر دوستانی به این نوع سریال ها علاقمندند ، سعی کنند لااقل یک سریال رزمی درجه 1 را تماشا کنند.
• آیا سریالی در دنیا رقیب سریال جواهری در قصر ساخته شده است؟
سریالی با این محتویات و عمق خاص خود هنوز ساخته نشده است و لااقل بنده مشاهده نکرده ام ... ولی از سریال های اروپایی خوب می توان به Friends اشاره کرد..
اصولاً در بین دیگر سریال های کره ای بعد از یانگوم من تماشای جومانگ را توصیه می کنم که ارزش دیدن را دارد و در دنیا طرفدارانی کمتر از جواهری در قصر ندارد..

• دیگر فیلم های کره ای ، کدام را توصیه می کنید؟
سه فیلم کره ای توصیه شده از جانب من برای دوستانی که مزاج فیلمی جواهری در قصر دارند.. خانوادگی ، دراما ، تراژدی
(بین عشق و نفرت) Between.Love.and.Hate

Love So Divine

Cayenne the bow (ظاهراً تو مایه های فتوحی خودمان)

• اهداف بعدی پس از اتمام سریال چیست؟
پس از اتمام سریال ، هنوز وبلاگ فعالیت خود را دارد و قصد جهت دهی به وبلاگ را داریم..
پس با ما همراه باشید.
با تشکر
۲ تا عکس از تمامی دست اندرکاران سریال جواهری در قصر حتما ببینید:
بازهم مقامات مخالفت را اعلام می کنند که پادشاه اعلام می کند من بانوی پزشک یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه هفتم اعلام می کنم و با مخالفت یکی از مقامات ، پادشاه یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه ششم منصوب می کند...
و به افسرمین می گوید که برود فرمان را اجرا کند...

مقامات و وزرا از افسرمین می خواهند که فرمان پادشاه را قبول و اجرا نکند...

ملکه به یانگوم می گوید که از بین بردن خواسته ملکه مادر سخت است و شما سزاوار دریافت رتبه ششم نیستید بلکه رتبه سوم شایسته شماست...
یانگوم می گوید وقتی من بچه بودم و با پسرها خرگوش می گرفتم ، مادرم تلاش می کرد مرا منصرف کند اما من همیشه از او می پرسیدم چرا من نمی توانم به همین دلیل می خواهم نشان بدهم که یک بانوی پزشک هم کسی است که پزشکی یاد می گیرد پس به همین خاطر من فرمان پادشاه را قبول کردم...

افسرمین جانگ هو به دیدن یانگوم می رود اما متوجه می شود که پادشاه به دیدن یانگوم رفته است...

پادشاه به دیدن یانگوم می رود...

مقامات به دیدن پادشاه می روند و اعلام می کنند که حتی دانشوران هم با متهم کردن افسرمین جانگ هو موافقند ، پادشاه می گوید من این فرمان را دادم پس چطور سعی دارید او را متهم کنید که یکی از مقامات می گوید او متهم است زیرا در برابر قانون قرار گرفته و شما را گیج کرده است پس چنین چیزی ممکن است دوباره اتفاق بیفتد و باید مجازات شود اما پادشاه با خواسته ی آن ها مخالفت می کند...

افسرمین پادشاه و یانگوم را می بیند که هر روز صبح در حال پیاده روی هستند...

افسرمین که به دیدار پادشاه رفته است ، پادشاه از او می پرسد که او چگونه با یانگوم آشنا شده است
افسرمین می گوید من زمانی که او به عنوان بانوی آشپزخانه دربار بود با او آشنا شدم...

افسرمین به یانگوم می گوید که من می دانم که شما می خواهید بیماری قلبی پادشاه را درمان کنید و هر روز صبح با او قدم می زنید اما او پادشاه است و همه در قصر در این باره می دانند...

پادشاه و ملکه به دیدن ملکه مادر می روند...

ملکه مادر به پادشاه می گوید که من شنیده ام شما بانوی پزشک یانگوم را در مقر بانوان پزشک ملاقات کرده اید و هر روز صب او را صدا می زنید که در باغ با او قدم بزنید ، شما فرمانتان را پس گرفته اید پس چطور مخفیانه به دیدار او می روید اگر شما این قدر او را در کنارتان می خواهید پس او را به عنوان صیغه سلطنتی بگیرید...

یانگوم که از موضوع پیشنهاد ملکه مادر به پادشاه با خبر شده است به دیدار ملکه می رود و اعلام می کند که من یک بانوی پزشک هستم و خوسته من مداوا کردن است و من حتی فکر چیز دیگری را کنارش نکرده ام که هرگز بخواهم قدرتی بدست بیاورم یا مورد علاقه کسی قرار بگیرم...

ملکه به یانگوم می گوید که من به شما اعتماد دارم و پادشاه به ملکه مادر گفته است آن فقط برای کمک پزشکی بوده است و حتی اگر این خواسته ملکه مادر باشد تا زمانی که پادشاه نخواهد او نمی تواند کاری بکند...

پادشاه دستور می دهد که یانگوم را به باغ فرا بخوانند...

یانگوم به پادشاه می گوید که من فراتر از حدم پیش رفتم که خواستم بیماری قلبی شما را درمان کنم واین طوری برای مادر شما سوء تفاهم به وجود آوردم پس لطفا مرا به مرکز بهداشت عمومی بفرستید...
پادشاه به یانگوم می گوید سوء تفاهم مادر من همه اش همینه ، دقیقا من نمی دانستم تا مادرم آن طور با من صحبت کرد...

مقامات سلطنتی باز به دیدن پادشاه می روند و می گویند که شما حالا باید تصمیم بگیرید یا دردسرهای بیش تری پیش می آید ، لطفا درباره اعلام جرم صاحب منصب مین جانگ هو تصمیم بگیرید چون با این کار تنها مین جانگ هو قربانی می شود و تعداد زیادی از صاحب منصبان و دانشوران دولت را ترک می کنند و ملکه مادر تصمیم درستی گرفته اند و شما می توانید بانوی پزشک یانگوم را به عنوان صیغه خود داشته باشید و مین جانگ هو را تبعید کنید...

ملکه مادر به دیدار ملکه می رود و به ملکه می گوید که چرا فرمان صیغه سطنتی شدن یانگوم را ننوشته است ، ملکه به ملکه مادر می گوید که یانگوم یک بانوی پزشک است و پادشاه او را نزدیک خودش می خواهد تا سلامتی اش را چک کند و من فکر می کنم شما دچار سوءتفاهم شده اید...

ملکه مادر می گوید پس شما فکر می کنید این بانوی پیر سمج شده است بدون این که شرایط را بفهمد که ملکه می گوید شما در مورد من دچار سوءتفاهم شدید که ملکه می گوید پس اگر این طور نیست فورا فرمان را بنویس...

یونسنگ به دیدن یانگوم می رود و از او می پرسد که آیا این حقیقت دارد که تو عاشق افسرمین جانگ هو هستی...
هم چنین یونسنگ به دیدار پادشاه می رود و به پادشاه می گوید که من می دانم این برخلاف قانون است اما من یک خواسته مهم دارم و آن این است که من به عنوان دوست یانگوم که بیش ترین ارزش را برای او قائل است و بهترین کسی است که او را می شناسد ، شما احتمالا یانگوم را از قبل می شناسید او همواره در حال سعی و تلاش است چه زمانی که غذا بپزد یا این که او طبابت کند و من شنیدم این به خاطر سوء تفاهم ملکه مادر است و ملکه مادر به این راه فکر می کند چون او جهات فداکاری یانگوم را در کارش نمی داند و شما احتمالا این را می دانید و برای شما فقط شایسته است که او را به عنوان بانوی پزشک قرار دهید و اگر او را صیغه کنید ، این کار تلاش های او را تباه می کند و از شما می خواهم اجازه دهید باقی عمرش را با یارش بگذراند...
پادشاه که از گفتن حرف یارش از زبان یونسنگ متعجب شده است از یونسنگ می پرسد یارش ، که یونسنگ ادامه می دهد و می گوید که آقای مین جانگ هو و یانگوم به هم علاقمند هستند...

پادشاه به دیدار ملکه مادر می رود و ملکه مادر به پادشاه می گوید که ملکه دستوری نوشتند که یانگوم فردا صیغه شما شود...
وزرا و مقامات که از شنیدن این خبر خوشحال هستند به دیدار پادشاه می روند و به پادشاه می گویند ما دستور آماده کردن جشنی را داده ایم...

پادشاه به سرپرست پیشکارها دستور می دهد که همه خدمتکاران را بیرون و بانوی پزشک یانگوم را به این جا بیاورد...

یانگوم به نزد پاد شاه می رود...

پادشاه به یانگوم می گوید که من شنیده ام شما عاشق افسرمین جانگ هو هستید آیا این حقیقت دارد...

یانگوم به پادشاه می گوید بله...

سانسورهاش هنوز آماده نیست
شرمنده

در این حین سرپرست پیشکارها وارد می شود واعلام می کند که پرنس کیانگ وون در شرایط بحرانی هستند...

پادشاه و ملکه که از بیماری پرنس اطلاع یافته اند ، پیش پرنس می روند و علت بیماری او را از پزشکان می پرسند...

پادشاه به ملکه می گوید که اگر نگران حال پرنس است چرا مراقبت از پرنس را به یانگوم نمی دهد...

ملکه می گوید چطور می توانم اجازه دهم یک بانوی پزشک از او مراقبت کند ، پادشاه از او می پرسد شما همان کسی نبودید که ارزش قائل شدید برای تلاش یانگوم و به او اجازه دادید من را درمان کند ، ملکه می گوید من به سرپرست پزشکان از قبل مشکوک بودم به همین علت این کار را کردم...

پزشکان قصر به علت وضعی که برای پرنس به وجود آمده تشکیل جلسه می دهند...

افسرمین جانگ هو از یانگوم می پرسد چگونه توانسته به آسانی مقام بانوی پزشک شخصی پادشاه را رها کند...

یانگوم می گوید من نمی توانم این را انجام بدهم در حالی که این مقام بالاتر از استادم است و آسیب می زند به بانو سوک وون...

یانگوم در حال ترک از قصر است که پادشاه او را می بیند و از سرپرست پیشکارها می خواهد او را صدا کند و از یانگوم می خواهد که قصر را ترک نکند...

پادشاه دستور می دهد که مین جانگ هو را به نزد او بیاورند و افسرمین به نزد او می آید و پادشاه علت پافشاری افسرمین مبنی بر استفاده از یانگوم به عنوان بانوی پزشک را جویا می شود...

افسرمین می گوید باید یک شخص را چه مرد و چه زن را در موقعیتی که شایسته اوست قرار داد...

پزشک شین به نزد پادشاه و ملکه می رود واعلام می کند که پرنس مبتلا به آبله شده است...

پزشکان قصر در حال جلوگیری از شیوع بیماری هستند...

یانگوم می تواند بیماری یکی از بچه ها را درمان کند...

یانگ دوک از او می پرسد که چگونه توانسته است این بیماری را درمان کند که یانگوم می گوید من هنوز راه درمان آن را پیدا نکرده ام ، من او را به انتهای بیماری رساندم که یانگ دوک از او می پرسد چگونه توانسته است این کار را بکند که یانگوم می گوید ما تلاش می کردیم تب را کاهش بدهیم وقتی شخص مبتلا است اما من بر عکس این کار را انجام دادم و گذاشتم بیمار تب کند و عرق کند اما هنوز تجویزی برای آن پیدا نکرده ام پس من هنوز راه حلی برای آن نیافته ام...

ملکه به دیدار یانگوم می رود و از او می خواهد که پسرش را درمان کند...

و یانگوم شروع به درمان پرنس می کند...

افسرمین به دیدار پادشاه میرود و اعلام می کند که با تصمیم یک شخص گسترش بیماری متوقف شده است و از شیوع آن جوگیری شده است که پادشاه می پرسد چه کسی این تصمیم را گرفته است که افسرمین می گوید آن بانوی پزشک یانگوم...

سرانجام یانگوم می تواند پرنس را درمان کند...

ملکه به یانگوم می گوید که نمی داند چه به او بگوید و به خاطر فرمانی که داده است ابراز تاسف می کند و به اشتباه خود اعتراف می کند و از یانگوم می خواهد او را ببخشد...

پادشاه در جمع وزرا و مقامات قصر اعلام می کند من اعطا می کنم به یانگومی که از شیوع بیماری در شهر جلوگیری کرد و پرنس کیانگ وون را معالجه کرد ، پنجاه و یک کیسه برنج و پانزده توپ پارچه کتان و...

منصوب می کنم او را به عنوان صاحب منصب مرتبه نهم و به عنوان پزشک شخصی من...

این کار باعث مخالفت مقامات می شود و آنها اعلام می کنند که این کار نامعقول است و می گویند یک مقام صاحب منصبی دولت برای یک زن ، مانند فرمانی شبیه صاعقه است در یک روز همه دربار سلطنتی و دولت را می لرزاند...

پادشاه رو به افسرمین می کند و می گوید شما فرمان را اعلام کنید حالا...

مقامات یکبار دیگر به نزد پادشاه می آیند و از او می خواهند از تصمیم خود برگردد ولی پادشاه به افسرمین می گوید که من یانگوم را به عنوان صاحب منصب مرتبه هشتم منصوب می کنم پس بروید و این کار را انجام بدهید...

در این هنگام پزشک شین وارد می شود...

و نوشته ای را به پادشاه تحویل می دهد...

پادشاه از پزشک شین می خواهد که برای همه بگوید چه برای او نوشته است ، پزشک شین می گوید همه پزشکان از جمله خودم و همه بانوان پزشک از داروخانه سلطنتی خواسته شما را قبول خواهیم کرد...

پادشاه علت را از پزشک شین جویا می شود و پزشک شین می گوید من استاد بانوی پزشک یانگوم هستم اما دلیل این که من می خواهم فرمان را دریافت کنم ، رفتار وشخصیت او به عنوان پزشک است او برای نجات زندگی یک بچه دلواپس خودش نبود و برای جلوگیری از مبتلا شدن بچه ها او سریعا اقدامات پیش گیری را انجام داد و برای بهبودی بچه ها او امید را برای اتحاد مردم برای یکی شدن روشن کرد و این دلایلی است که من خواسته شما را قبول کردم...

بازهم مقامات مخالفت را اعلام می کنند که پادشاه اعلام می کند من بانوی پزشک یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه هفتم اعلام می کنم و با مخالفت یکی از مقامات ، پادشاه یانگوم را به عنوان یک صاحب منصب مرتبه ششم منصوب می کند...


قسمت بعدی که یکی از صحنه های زیبای قسمت پنجاه ام سریال جواهری در قصر می باشد زمانی است که افسرمین و یانگوم بر روی برف ها در حال حرکت هستند و یانگوم به افسرمین این جملات را می گوید...

شما مجبورید همه چیز را به خاطر من رها کنید این قبول است...
شما مجبورید به عنوان یک روستایی به خاطر من زندگی کنید قبول است...
شما مجبورید خاک را با دستانتان لمس کنید ، دستانی که برای نگه داشتن یک قلم مو استفاده می شود قبول است...
ما ممکن است برای اداره ی زندگی بر روی گیاهان کار کنیم قبول است...
که در نهایت افسرمین اعلام می کند همه ی این شرایط را قبول دارد...



سانسوری بعدی هنگم عبور از کوهستان به علت سختی راه افسرمین ، یانگوم را بر پشت خود سوار می کند...


هم چنین زمانی که افسرمین و یانگوم توسط نیروهای امنیتی دستگیر می شوند وافسرمین از آنها فرصت می خواهد تا با یانگوم صحبت کند...



قسمت دیگر سانسور مربوط به زمانی است که یانگ دوک و یانگوم در حال صحبت کردن هستند...

یانگ دوک می گوید من بانوی پزشک بودم برای انتقام گرفتن و من تلاش سختی می کردم برای درمان بیماری هااما هرچقدر هم تلاش می کردم من یک زن بودم و من اغلب مجبور بودم تمرین پزشکی کنم بدون اعتماد کامل و وقتی موفق به درمان بیماری ها می شدم ، صاحب منصبان یک جایزه به من می دادند با یک شب خوابیدن پیش من...

سانسوری بعدی مربوط به زایمان یونسنگ است...




امیدوارم خوشتون بیاد
سه تا عکس از یونســـــــــــــــنگ واسه شما دوستان عزیز :
امیدوارم خوشتون بیاد
سلام دوستان حالتون خوبه؟؟؟
من که اصلا حالم خوب نیست
برام دعا کنین
اینم پستی که قولش رو داده بودم
دانلود کلیپ های تبلایغاتی و کلیپ های موزیک تصویری یانگوم
قابل اجرا با هر نرم افزاري مخصوصاً خود مدياپلير
با حجم كم حتماً دانلود كنيد
راهنمای دانلود : بر روی لینک مورد نظر کلیک کرده و صبر کنید تا صفحه جدید کاملاْ باز شود و سپس بر روي
Download file
کلیک کنید

کلیپ تبلیغاتی لوازم آرایش دانلود

تریلر فیلم دیگری از یانگوم دانلود

کلیپ تبلیغاتی یانگوم دانلود

کلیپ تصویری از آلبوم عکس یانگوم دانلود

کلیپ موزیک یانگوم که هنر خودش رو در خوانندگی هم رو کرده
دانلود حجم5,173 KB

آهنگ هی هی ، هی
از يانگوم دانلود 4,701 KB حجم
سلام دوستان حالتون خوبه
امیدوارم دلتون بهاری باشه(چه جمله قشنگی)
تمامی موزیک سریال جواهری در قصر ۱۶ قسمت می باشد که جمعاً حجم کل این آهنگها 8.65 MB می باشد
منتظر پست های جدید باشین
این شات مربوط به زمان کودکی یانگوم به دلیل رفتن به مدرسه و این طوری توسط مادرش میونگی تنبیه شده است...

پادشاه در حضور وزرا یانگوم را به عنوان بانوی پزشک انتخاب می کند که این کار باعث مخالفت وزرا می شود اما پادشاه اعلام می کند یانگوم از این به بعد پزشک شخصی من خواهد بود...

افسرمین و یانگوم که تصمیم خود را مبنی بر ترک قصر گرفته اند ، قصر را ترک می کنند...

وزرا و مقامات که از تصمیم شاه متعجب شده اند جلسه ای تشکیل می دهند...

ماموران امنیتی که در حال جستجوی یانگوم و افسرمین می باشند موفق می شوند که آنها را پیدا کنند...

یانگوم و افسرمین به قصر بازگردانده می شوند...

یانگوم که از موضوع فرمان پادشاه آگاه شده است ، نمی داند چه تصمیمی بگیرد...

یانگوم به دیدار ملکه می رود...

ملکه به یانگوم می گوید که از فرمانش بازنخواهد گشت و او باید بانوی همراه او باشد و به او کمک کند و پادشاه قادر نخواهد بود چنین کاری را انجام دهد اگر او دستور پادشاه را رد کند...

وزرا و مسئولین به دیدار پادشاه می روند و اعلام می کنند که مردم و مسئولین مخالف این کار هستند ، که پادشاه اعلام می کند که یانگوم فردی بوده است که ملکه مادر ، ملکه و من را درمان کرده است پس او شایسته این کار است...

و از یانگوم که به دیدن پادشاه رفته است ، می خواهد که پزشک شخصی اش باشد واین فرمان را قبول کند...

یانگوم فرمان پادشاه را قبول می کند...

ملکه مادر که با این کار مخالف است پیش پادشاه می رود و می گوید که این اتفاق نمی تواند بیفتد بر اساس قوانین چوسان و از پادشاه می خواهد که تصمیم خود را پس بگیرد...

پزشک شین استعفای خود را تقدیم وزیر می کند...

یانگوم در این حین وارد می شود و متوجه استعفای پزشک شین می شود و به دیدار او می رود و از او طلب بخشش می کند...

پزشک شین اعلام می کند یک پزشک که بیمار به او اعتماد ندارد یک پزشک نیست و مسئله این نیست که آیا او یک زن است یا یک مرد و این دلیل استعفای من است...

ملکه مادر که متوجه شده است که یونسنگ از پادشاه خواسته است مخفیانه با یانگوم دیدار داشته باشد او را به نزد خود فرا می خواند و از او می پرسد که آیا این موضوع حقیقت دارد...

یونسنگ اعلام می کند این درست است که ملکه مادر عصبانی می شود و می گوید که چرا این کار را کرده و انگیزه اش از این کار چه بوده است و آیا می خواهد با این کارها ملکه شود...

یونسنگ اعلام می کند که هرگز به این موضوعات فکر نکرده است...

که در این هنگام ملکه از ملکه مادر می خواهد که آرام باشد زیرا یونسنگ حامله است...

وضعیت جسمانی یونسنگ در راه بازگشت خراب می شود و چنگ به سراغ یانگوم می رود ویانگوم پیش یونسنگ می رود و اعلام می کند که این یک تولد نابهنگام است...

سرپرست پیشکار ها به نزد پادشاه می رود و موضوع زایمان یونسنگ را به پادشاه اطلاع می دهد که پادشاه می گوید این یک تولد نابهنگام است و جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید که به خاطر فشار خون بالا او و نوزادش در خطر هستند ، سرپرست پیشکارها به پادشاه می گوید که ملکه مادر فهمیدند که شما و یانگوم در مقر بانو سوک وون دیدار کرده اید به همین منظور یونسنگ را صدا کرده بودند که این دیدار باعث بد شدن حال بانو سوک وون شد...

نوزاد یونسنگ به دنیا می آید اما حال یونسنگ خراب می شود که با تلاش یانگوم حال او نیز خوب می شود...

یانگوم به افسرمین می گوید که قصد دارد پیشنهاد پادشاه را رد کند اما افسرمین با این کار او مخالفت می کند...

سرپرست پیشکارها دنیا آمدن نوزاد یونسنگ را به اطلاع پادشاه می رساند که پادشاه می گوید پس او یک پرنس به دنیا آورده است که سرپرست پیشکارها می گوید بله او یک پرنس به دنیا آورده است...

هم چنین پادشاه جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید نفس او یک بار قطع شد اما با تلاش یانگوم این مشکل رفع شد...

یونسنگ به هوش می آید و یانگوم نوزاد او را به او می دهد که یونسنگ از او به خاطر این که جان او و فرزندش را نجات داده است از او تشکر می کند...

یانگوم به دیدن پادشاه می رود و از پادشاه می خواهد که فرمانش را پس بگیرد واعلام می کند او نمی تواند پزشک شخصی او باشد...

در این حین سرپرست پیشکارها وارد می شود واعلام می کند که پرنس کیانگ وون در شرایط بحرانی هستند...




سانسوری دوم قسمت چهل و نهم مربوط به زمانی است که یانگوم و افسرمین به دنبال هم می گردند و در آخر همدیگر را پیدا می کنند...

یانگوم و افسرمین همدیگر را در آغوش می گیرند...








|
|
|
گیومیونگ در سریال جواهری در قصر ! از حق نگذریم با وجود نقش منفی خانم Hong Ri Na در سریال جواهری در قصر با این وجود یکی از بهترین هنر پیشه های سریال جواهری در قصر است و اینک 39 سال سن دارد او 49 کیلوگرم وزن دارد و گروه خونی او A است |


شعری در مورد سریال جواهری در قصر

![]() |
![]() |


پادشاه از یانگوم می پرسد که حالا چه خواسته ای دارد و یانگوم خواسته ی خود را مطرح می کند و از پادشاه می خواهد که او را به مركز بهداشت عمومي بفرستد...

با دستور پادشاه مبنی بر تغییر پست ها ، اول از همه پزشك شين به مرتبه چهارم ترفيع پيدا مي كند و پزشك يونگ به مرتبه پنجم ترفيع پيدا مي كند...

پس یانگوم کار خود را در مركز بهداشت عمومي شروع می کند...

یانگوم به دیدن افسرمین می رود و از او می خواهد که به بیمارانی که در مرکز بهداشت عمومی هستند درس بدهد...

افسرمین به بیمارانی که در مرکز بهداشت عمومی هستند درس می دهد...

یانگوم هر روز به مطالعه و درمان بیماران می پردازد و برای بیماران دارو درست می کند...

بانوی جدید آشپزخانه قصر تمام بانوان دربار را جمع می کند واعلام می کند که به دلیل بالا بودن سن و فقدان انرژي قصد کناره گیری از مقام بانوی اولی را دارد...

به همین منظور اعلام می کند که قصد دارد مسابقه ای در جشن تولد شاهزاده بگیرد و بانوان دربار برای این مسابقه باید یک خوراک آماده کنند...

جشن تولد شاهزاده برگزارمی شود و هرکدام از بانوان خوراکی را آماده می کنند...
بانوی اول آشپزخانه اعلام می کند که ملکه تصمیم خود را گرفته اند و بانو مین را به عنوان بانوی اول آشپزخانه انتخاب کرده اند...

بانو مین به دیدن یانگوم می رود و یانگوم برای کمک به او دفترچه آشپزي به او می دهد كه شامل چيزهايي است كه از بانو هن ياد گرفته و همه چیزهای دیگری که یاد گرفته است...

بانو مین از او می پرسد که چرا او قصد دادن این دفترچه پزشکی را به او دارد...

که یانگوم اعلام می کند من احساس بدی نسبت به نگهداشتن این کتاب داشتم وحالا فکر می کنم صاحب اصلی این کتاب پیدا شده است و اين به تو كمك خواهد كرد ، چون من عادت داشتم همه جزئيات را در دفترچه بنويسم...

بانو مین از یانگوم تشکر می کند اما می گوید که من احساس گناه مي كنم زیرا اين مقامي است كه كساني مثل بانو يونگ داشتند و بانو هن و بانو چويي براي آن كامل شدند ، اين مقامي براي افراد تلاشگر مثل توست پس چطور يك كسي مثل من مي تواند اين را بگيرد...

یانگوم می گوید که شما شخصي بودید كه بدون هيچ عامل ديگري آشپزي مي كردید و بانو هن هم اغلب شما را تحسين مي كرد و شما شخص درستي هستيد براي ادامه دادن ميراث بانو يونگ و بانو هن پس شما به خوبي كار خود را انجام خواهید داد...

در این هنگام شین بی وارد می شود و اعلام می کند که با دستور ملكه آمده ام تا به شما بگويم که فردا باید به ملكه گزارش دهيد...

یانگوم به دیدن ملکه می رود و ملکه از او می خواهد که به قصر برگردد و به یانگوم می گوید که حالش مساعد نیست و می گوید زمانی که قلب من سالم نیست ، چگونه جسم من می تواند سالم باشد...

وقتي من به موقعيتی كه پسرم و من در آن هستيم فکر می کنم احساس اندوه مي كنم من نبايد پرنس را به دنيا مي آوردم قصر مكان ترسناكي است اينجا اگر نتواني زنده بماني بايد بميري بعد از اين كه شما زندگي شاه را نجات داديد مردم اطراف اينجا با بدگماني به من نگاه مي كنند ، آنها دوست دارند آن را تا زماني كه پادشاه بر تخت سلطنت است اما زماني كه پرنس كرون بر تخت بنشيند...

اين يك طلسم نفرين نوشته شده برای پرنس است من چطور مي توانم يك لحظه آرام باشم ، چطور قلب من مي تواند بيمار نباشد ، پس يانگوم لطفا بيماري قلبي من را درمان كن ، دوباره بانوي پزشك مسئول باش و بانوي پزشك براي پرنس كرون ضعيف باش...

در این هنگام یکی از بانوان دربار یانگوم را صدا می زند و به او اعلام می کند که پرنس كرون بيماري لاعلاج قلبي دارد و آن را از زمان بچگي تحمل مي كند و هیچ دارویی برای درمان او وجود ندارد...

یانگوم به دیدن ملکه می رود و اعلام می کند که نمی تواند چنین کاری را انجام دهد ، یانگوم می گوید که من بي پروايانه عمل كرم براي باز پس گرفتن موقعيت بانو هن و مادرم با وجود اينكه من مي دانستم آنها نمي توانند به زندگي برگردند من زندگي ام را به خطر انداختم و این فقط برای ادامه میراثی بود که آن ها به جا گذاشته بودند ، آنها فكر مي كردند غذايي كه مي رود داخل دهان هاي مردم نبايد براي بدست آوردن قدرت استفاده شود و من تصميم دارم ميراث آنها را ادامه بدهم من به درستي پزشكي را تمرين كردم و فقط از آن استفاده مي كنم كه براي درمان و نجات مردم و هيچ دليل ديگري نمي تواند پشت آن باشد اين محدوديت من است...

ملکه رو به یانگوم می کند و می گوید با وجود آن که زندگیتان در دستان من هست که یانگوم می گوید شما مي توانيد زندگي من را بگيريد اما شما نمي توانيد خواسته من را بگيريد پس زندگی مرا بگیرید ملکه به یانگوم می گوید پس شما بانوی همراه من خواهید بود شما مي توانيد يك بانوي دربار باشيد حالا كه موقعيت شما به حال اول باز گشته است كنار من بمان ، من مطمئنم شما آن را انجام خواهيد داد...

در این هنگام پادشاه وارد می شود و از ملکه می پرسد چه مكالمه مهمي شما با یانگوم داشتید ، ملکه می گوید که از يانگوم براي بانوي دربار استفاده كرده است و از او خواسته است که بانوي همراه او باشد...

پادشاه به سرپرست پیشکار دستور می دهد که یانگوم را مخفیانه به اقامتگاه سوك وون فرا خوانده شود پادشاه که سخنان ملکه و یانگوم را شنیده بود از یانگوم می پرسد آن چه هست كه شما مايل نيستيد انجام بدهيد حتي اگر به بهاي زندگي تان باشد که یانگوم می گوید من نمی توانم به شما بگویم...

افسرمین و یانگوم تصمیم می گیرند قصر را ترک کنند به همین منظور افسرمین از یانگوم فرصت می خواهد تا او بتواند استعفای خود را تحویل قصر بدهد...

پادشاه در حضور وزرا یانگوم را به عنوان بانوی پزشک انتخاب می کند که این کار باعث مخالفت وزرا می شود اما پادشاه اعلام می کند یانگوم از این به بعد پزشک شخصی من خواهد بود...
برای دیدن این فیلم باید برنامه Flv رو داشته باشید حجمش خیلی کم هست
این هم عکسی از کلیپ برای دانلود کلیپ بر روی لینک دانلود کلیپ کلیک کنید

يكبار ديگر يانگوم درباره فوتبال ايران حرف زد. او كه پيش از اين درباره حذف تيم فوتبال ايران در برابر كره جنوبي اظهار نظر صريح و قاطعانه اي داشت، در ابتداي اين گفتگو با انتقاد از نشرياتي كه گفته هاي پيشين او را بدون ذكر منبع چاپ كرده بودند گفت: اينكه نمي شود ما حرف بزنيم و مجله ... آنرا تيتر يك خود كرده و بفروشد!
![]() |
همچنين يانگوم، گفتگو چاپ شده در مجله چي چي جوان را تكذيب كرده و گفت: من در ايران فقط با خانواده سبز و يا گزارشگر برنامه مردم ايران سلام صحبت كردم، اينكه نمي شود يك طرحي را شما در مجله الكترونيك تان انجام دهيد و بعد بقيه بدون پرداخت حق كپي رايت بيايند آنرا كپي كنند، حتي اگر در كشور شما قانون مذكور وجود نداشته باشد بنا به گفته مرحومه مادرم، اينكار از نظر اخلاقي درست نيست.
همكار ما از خانم يانگوم درباره انتخابات رياست فدراسيون فوتبال و اينكه فقط آقايان علي آبادي و كفاشيان براي انتخاب رييس فدراسيون فوتبال به عنوان نامزد نهايي معرفي شدند پرسيد كه پزشك يار فعلي قصر گفت: اين موضوع مرا به ياد انتخاب بانوي اول آشپزخانه مي اندازد كه در آن زمان بانو "يونگ" دست به ابتكار جالبي زده بود و مسابقه هايي را بين بانو "چويي" و بانو "هن" برگزار كرد هرچند بانو "چويي" با كمك بانوي منشي هاي دربار بانو "پاك" شيطنت هايي را در جريان انجام مسابقه هاي مذكور داشت اما به هر حال برگزاري مسابقه با روح فوتبال و بازي جوانمردانه سازگاري دارد.
يانگوم افزود: اين كه نمي شود فقط آقايان علي آبادي معاون رييس جمهور و كفاشيان معاون معاون سابق رييس جمهور شما به عنوان كانديدا معرفي شوند و آدمي مثل سردار آجورلو كنار گذاشته شود. اصلا اگر همين طور پيش برود، افسر "مين جانگو" بايد بيايد و با كمك بازرس ويژه رييس جمهور اين مسئله را بررسي كند؛ بالاخره شايد دست خانواده "چويي" در اين انتخابات وجود داشته باشد! چطور مي شود كه فقط كانديداهاي سازمان براي انتخابات فدراسيون فوتبال معرفي شوند؟ اگر قرار بود دولتي ها در فدراسيون فوتبال بمانند كه ديگر نيازي به اساسنامه جديد و برگزاري انتخابات نبود.
يانگوم كه ظاهرا اطلاعات فوتبالي اش از ايران كمتر از دانسته هاي پزشكي و آشپزي اش نيست همچنين افزود به نظرم در بين همه رشته هاي ورزشي، فوتبال گربه سياه رييس سازمان تربيت بدني است! چرا كه در طول دو سال گذشته نه در دو باشگاه استقلال و پرسپوليس و نه در تيم هاي نوجوانان، جوانان، اميد و بزرگسالان اتفاق جالبي براي فوتبال كشورتان رقم نخورد. اين همه تعويض اعضاي هيات مديره استقلال و پرسپوليس نشان مي دهد كه رييس سازمان هر چه در واليبال شانس دارد اما در فوتبال خير!
از يانگوم درباره دلايل حذف ساير نامزدهاي رياست فدراسيون از انتخابات پرسيديم، او گفت: احتمالا اين موضوع به "خرد جمعي" بر مي گردد يعني برگزاري انتخابات بايد در فضاي قابل پيش بيني صورت بگيرد. بالاخره مديران باشگاه هاي دولتي به خصوص استقلال و پرسپوليس و نيز هيات هاي فوتبال سراسر كشورتان با واسطه يا بي واسطه توسط رييس سازمان انتخاب شدند و اين درست نيست كه آنها نمك خورده و نمكدان بشكنند.
يانگوم همچنين افزود همين هفته پيش شما ديديد كه وزير "اوه گی يومو" پاسخ پرسشهاي آزمون استخدامي را به يكي از دوستانش داده بود تا فرد مورد نظر بتواند به پست فرمانداري برسد؛ يعني مي خواهم بگويم از اين جور اتفاقات براي صندلي هاي مختلف ممكن است در پشت پرده پيش بيايد. شاگرد مرحومه بانو "هن" در ادامه افزود: حالا بايد در سيستم دولتي شما افسري شجاع و بازرسي عادل (البته نه مثل عادل فردوسي پور) مثل "مين جانگو" پيدا شود كه بتواند در برابر زد و بندهاي پشت پرده انتخابات فدراسيون فوتبال مبارزه كند و گرنه همه چيز در جهت اهداف تعيين شده توسط خرد جمعي پيش خواهد رفت.
از يانگوم همچنين درباره رد صلاحيت آجورلو پرسيديم او گفت: من نمي دانم واقعا اگر مديري كه سالها سابقه حضور در باشگاه هاي فوتبال را داشته و مصطفي دنيزلي را به ايران آورده و با تيمش در ليگ قهرمانان آسيا شركت كرده در كشور شما، صلاحيت رياست فدراسيون فوتبال را ندارد پس چه كسي دارد؟
يانگوم در پايان حذف نامزدهاي فوتبالي انتخابات رياست فدراسيون فوتبال، نظير حاج محمد مايلي كهن و نيز سردار آجورلو را دردناك و از جمله تصميمات " در آفسايد" فدراسيون فوتبال و معاون آقاي علي آبادي يعني جناب كيومرث هاشمي و عوامل اجرايي آنها دانست و اظهار اميدواري كرد كه با انتخاب معاون رييس جمهور به عنوان رييس فدراسيون فوتبال، تيم هاي ملي ايران به سرانجامي شبيه دو سال اخير استقلال و پرسپوليس دچار نشوند!
بنام خداوند خوبی ها
دوستان گرامی سلام
نماز و روزه های شما قبول حق باشد انشاءالله
این بار من برای شما دوست داران یانگوم یک
عکس زیبا از این بازیگر محبوب را در این وبلاگ قرار داده ام که
امید وارم از دیدن این عکس زیبا لذت ببرید

عکس اول:

¤¤ view full size ¤¤
عکس دوم:

¤¤ view full size ¤¤
عکس سوم:

¤¤ view full size ¤¤
عکس چهارم:
اگر دیروز به اخبار ۲۰:۳۰ نگاه می کرید در اواسط اخبار خود اعلام کرد که به مناسبت هفته گردشگری که از ۵ مهر تا ۱۱ مهر است از بازیگران محبوب مانند لی یانگ آئی (یانگوم) به ایران دعوت خواهد شد
پس اگر این خبر راست باشد و خانوم لی یانگ آئی هم میل به دیدن ایران باشد ایشون رو در ایران خواهیم دید
بنام خداوند خوبی ها
با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان گرامی
امید وارم حال همه ی شما دوستان خوب باشید انشاءالله
این بار من برای شما چند عکس متحرک از (گیومیونگ) را
برای شما عزیزان در این وبلاگ قرار داده ام
این عکس های متحرک را خودم طراحی کرده ام
که امید وارم از این عکس متحرک خوشتان بیاد
خوب من به همراه این عکس متحرک
کد عکس را هم در این وبلاگ گذاشتم شما می توانی از کد این عکس در
سایت یا وبلاگ خود استفاده کنید
خوب برای دریافت کد عکس و دیدن این عکس های متحرک (گیومیونگ)
روی ادامه مطالب کلیک کنید



من براي شما هستم و براي شما كار مي كنم .
**رضا**
برايتان هديه هاي جديدي در راه دارم
عكس هر كس را كه خواستيد در نظرات بنويسيد
يادتان نرود نظرات
باي
این عکسارو از لی گرفتم و زبونه روزه ام قسم میخورم به خدا قسم این عکس هارو از لی(Lee,Jung-Ran) گرفتم و به لی هم تقدیمشون میکنم.
thank you lee , for this photos.
I Love All peaople very much
عکس اول:

عكس دوم:

عكس سوم:

عكس چهارم:

عكس پنجم:

عكس ششم:

عكس هفتم:

عكس هشتم:

عكس نهم:

اميروارم راضي باشيد.
هميشه موفق و سربلند باشيد.
بنام خداوند خوبی ها
سلام دوستان گرامی نماز و روزه های همه ی شما
فبول حق باشد انشاهءالله
امشب من یک عکس زیبا از بانوهن و بانو یانگوم را
برای شما در وبلاگ گذاشتم
امید وارم که از دیدن این عکس بسیار زیبا لذت ببرید
راستی من معذرت می خوام که به وقت آپ نمی کنم

Korean Movie - Red Eye
DVDRip 2004


لینک های دانلود
(Rapdishare Links)
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part1_a8376.html
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part2_a1325.html
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part3_a8069.html
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part4_a2205.html
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part5_a9764.html
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part6_a8773.html
http://www.hugearticle.com/downloads/rRed_Eye_Part7_a9505.html
OR
(MegaUpload Links)
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part1_a3009.html
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part2_a9884.html
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part3_a2376.html
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part4_a5792.html
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part5_a4982.html
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part6_a8027.html
http://www.hugearticle.com/downloads/mRed_Eye_Part7_a3019.html
محصول ۲۰۰۴ کره
با شرکت Lee Young Ae
زیرنویس انگلیسی
کیفیت عالی با حجم ۶۲۹ مگابایت
در این هنگام افسرمین توضیح می دهد که جان پزشک قصر در خطر بود زیرا او تنها کسی بود که همه چیز را در مورد اردک گوگردی می دانست و من زمانی که برای آشکار شدن حقیقت خانه اش را بررسی می کردم یک نفر را دیدم که می خواست او رابکشد بنابراین او را دنبال کردم اما او فرار کرد...

رییس دادستانی از افسرمین سئوال می کند که چرا او را پنهان کرده و به دادستانی خبر نداده است ، در این هنگام پزشک قصر می گوید متاسفم که این را می گویم اما به خاطرمنه ، چون من مدت زمانی می خواستم تا خودم را برای این مجازات آماده کنم بنابراین از او خواستم مدت زمانی به من وقت بدهد...

در این هنگان رییس دادستانی از یوئلی می پرسد که چه چیزهایی در مورد مدرک می داند که یوئلی می گوید بانوی منشی ها مرا تحریک کرد و باعث عصبانیت بانوچویی می شود ، وزیر اوو که فرصت را مناسب می بیند اعلام می کند که بانو چویی باعث و بانی قضیه اردک گوگرددار بوده است...

در این هنگام پزشک قصراعلام می کند که این کاری بود که هردوی شما انجام دادید ، در ابتدا پانسول چویی برادر بانو چویی شروع به توطئه کرد، بنابراین من و پزشکان قصر آشپزخانه را مقصر دانستیم وقتی داشتیم در مورد آشپزخانه تحقیق می کردیم آقای اوو مسئول تحقیقات در آن زمان بود اگرچه او سکوت می کند اما همه چیز را می داند چون او مسئول برنامه ریزی این خیانت بوده...

بانو چویی اعتراض می کند واعلام می کند که در آن زمان او در آشپزخانه نبوده است ، در این زمان دختری (هوانگ) که در آن زمان کارگر آشپزخانه بود و آن ظرف اردک را امتحان کرده بود وارد اتاق می شود، افسرمین از او می پرسد که آیا بانو چویی در آن زمان در قصر بوده است ،هوانگ می گوید بله او در قصر بود...

بانو چویی باز هم بهانه می آورد و می گوید که من در آن زمان به دستور بانو هن در مهمان خانه زندانی بودم ، دستیار بانوی سابق منشی های قصر(بانو پارک) وارد می شود و به بانو چویی می گوید که من تو را آزاد کردم و مدارکی را که بانو پارک داده بود را به افسرمین تحویل می دهد و می گوید که بانو پارک به این جا نیامد چون گفت می خواهد مانند یک گنهکار به معبد سونگ داک برود...

افسرمین مدارک را به رییس دادستانی می دهد و می گوید که در این نامه که پنهانی به بانو چویی داده شده است نوشته شده است که چه کسی در قصر بوده و کجا سوپ اردک را روی هوانگ امتحان کنند و شما با خواندن نامی که در آخرین خط نامه است خواهید فهمید که این نامه را چه کسی نوشته است ، شخصی که مسئول تحقیقات بوده است آقای اوو...

رییس دادستانی که موضوع برایش روشن شده است اعلام می کند که ما این موضوع رابه پادشاه می گوییم وصبر می کنیم ایشان نظرشان را بگویند تا آن موقع بانو چویی را در اتاق سرپرستی پیشکارها بازداشت کنید و آقای اوو نیز در خانه باز داشتند...

رییس دادستانی به همراه دیگر مسئولین دربار به دیدن پادشاه می روند و از او می خواهند که قاضی را خود انتخاب کند و پادشاه وزیر چپ را به عنوان قاضی انتخاب می کند...

مجرمین را دستگیر می شوند و تحت بازجویی قرار می گیرند ، در این هنگام یکی از پیشکارها وارد می شود و اعلام می کند که بانو چویی ناپدید شده است...

بانو چویی که فرار کرده است می خواهد ملکه مادر را ببیند که ملکه مادر اجازه ی این کار را نمی دهد وبا نو چویی به انبار ذخیره فرار می کند اما یکی از بانوان آینده از پشت در صدای او را می شنود و به بانو مین اطلاع می دهد و بانو مین محلی را که بانو چویی در آن مخفی شده است را به یانگوم اطلاع می دهد و یانگوم به انبار ذخیره می رود ، بانو چویی می خواهد به او صدمه بزند که موفق به این کار نمی شود...

یانگوم به بانو چویی می گوید که من به شما شانس دادم اما چی باعث شد که این کارها را بکنید که بانو چویی اعلام میکند قدرت،ثروت و خانواده ام...

یانگوم می گوید آیا آن ها از خودتان مهم تر بودند ، شما تا به حال به این فکر کرده اید چطور اسمتان در قصر بماند، بانو چویی اعلام می کند که من فقط نمی خواهم قدرت از دستم برود...

یانگوم می گوید که با دستور عالی جناب پانسول چویی دستگیر و تمام اموال او تصرف شده است هم چنین آقای اوو و گیومیونگ دستگیر شده اند و اگرشما خودتان را معرفی نکنید گیومیونگ به همه چیز متهم خواهد شد...

بانو چویی که نمی داند چه کار کند به محلی که میونگی دفن شده است می رود و از میونگی تقاضای بخشش می کند...

بانو چویی هنگام برگشت روبان قرمزی بر روی درخت می بیند و یاد خاطرات گذشته خود می افتد و سعی می کند آن روبان را از شاخه درخت بازکند...

ناگهان پایش لیز می خورد اما با دستانش شاخه درخت را می گیرد...

بانو چویی یاد خاطرات گذشته خود می افتد...

بانو چویی مانند زمان کودکی دستان خود را ول می کند اما این بار...

افسرمین خبر را به یانگوم می دهد و اعلام می کند ما نمی دانیم که او داشته فرار می کرده یا قصد خود کشی داشته ، اما ما جنازه اش را در مت دونگ این پیدا کردیم...

یانگوم به فکر می رود افسرمین از او می پرسد که چه چیزی ذهن او را مشغول کرده است که یانگوم می گوید آن جا آرامگاه مادرم است...

افسرمین به محلی که مجرمین را جمع کرده اند می رود و حکم پادشاه را برای آنها می خواند...

زندانی اوو کیومو از قصر اخراج و به جزیره هاکسان تبعید می شود...

زندانی پارک کیوم اخراج از دربار و تبعید به جیجوا...

زندانی پانسول چویی محکوم به 20 ضربه شلاق وبه عنوان کارگر معدن به هام کیونگ فرستاده می شود...

زندانی چویی گیوم یونگ از دست دادن موقعیت و اخراج از قصر...

و پزشک قصر و پارک یوئلی اخراج از قصر و ممنوعیت از پرداختن به پزشکی...

پانسول چویی به علت شکنجه در راه هام کیونگ جان خود را از دست می دهد...

گیومیونگ که خود را آماده ترک از قصر کرده است از یکی از بانوان آینده می خواهد که برود یانگوم را صدا کند و یانگوم می آید ، گیومیوگ رو به یانگوم می گوید می خواهی چیزی بهت بگم و نامه مادر یانگوم را زمانی که یانگوم را ترک می کرده را به او می دهد و می گوید خاله ام از من خواست این نامه رابسوزانم اما من این کار را نکردم من نمی توانم به خانواده ام کاملا وفادار باشم و هنوز راهی ندارم من اعتقاد کاملی ندارم و احساسی نسبت به گناه خود ندارم ، من هرگز عشق کاملی در یافت نکردم و هرگز عشق کامل به کسی ندادم...

در راه گیومیونگ افسرمین را می بیند و افسرمین به او اعلام می کند که متاسفم...

یانگوم به نزد پادشاه می رود و پادشاه به او اعلام می کند که قصد دارد به او پاداشی بدهد ، او هفتاد و هفت پیمانه برنج، هفتاد و هفت پیمانه حبوبات و سه پیمانه گیاهان دارویی به یانگوم می بخشد...

هم چنین پادشاه می گوید که تو تقاضایی داری که یانگوم می گوید من سه تقاضا دارم یک اینکه شأن و مقام بانو هن را برگردانید او کسی بود که بی انصافانه مرد که پادشاه قبول می کند هم چنین از پادشاه می خواهد که شأن و عزت مادرش را هم برگرداند و یانگوم ادامه می دهد و می گوید که مادرم یک بانوی دربار در آشپزخانه سلطنتی بود ، اون طبق قوانین سلطنتی مجازات شد بعد آنکه به دروغ متهم به داشتن رابطه با یک مرد شد زمانی که او شاهد بود که یک نفر چیزهای مضری در غذای مادر پادشاه این_سو می ریخت آن وقت او آشپزخانه دربار بود و یانگوم تقاضای سوم خود را عنوان می کند...

و یانگوم برای چند روز به عنوان بانوی اول آشپزخانه انتخاب می شود...

یانگوم طبق گفته بانو هن که به او گفته بود زمانی که بانوی اول آشپزخانه شدی در مورد ظلم هایی که به من شده است در کتابی که بانوان اول می رسد بنویس و یانگوم شروع به نوشتن می کند...

و یانگوم به دیدن پادشاه می رود و از این فرصتی که پادشاه به او داده است تشکرمی کند ، پادشاه می گوید این مربوط به قبل از زمانی است که به سلطنت برسم من در خانه والدینم بودم که یک دختربچه کوچک آمد و به من نوشیدنی داد ، اون مرا نشناخت و به بانوی دربار احترام کرد و رفت اون دختر تو نبودی که یانگوم اعلام می کند بله من بودم...
تم لی یانگ آئی برای سونی اریکسون k750
با سلام من این تم رو تقدیم می کنم به دوستداران لی یانگ آئی .این تم مخصوص گوشی k750 است.البته این رو هم بگم که برای سایر گوشی ها هم تم لی یانگ آئی خواهم ساخت در پست های آینده این تم ها رو خواهید دید.
نمونه تم:

افسر مین 1 افسر مین 2 افسر مین 3 افسر مین۴ افسر مین 5
اين ها فيلم هاي جديد افسر مین است .
از هر کسی فیلم جدید خواستین تو نظرات بنویسید
خوب اميدوارم از عكس ها خوشتان بييايد.هر كس عكسي از
جواهري در قصر خواستيد برايتان مي گذارم .
در نظر ات بنويسيد من نظرات را چك مي كنم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




خوب سلام اميد وارم كه حال همه خوب باشد .روزه هاتون هم در درگاه خداوند قبول باشد .الهي![]()
اين قسمتي از عكس ها بود كه براتون گذاشتم
هر در خواستي كه خواستيد بگيد تا براتون از هر كي مي خواهيد
عكس بزارم
در نظرات بنويسيد
خوب الان چندتا عكس ديكه رو در پست بعدي لينك مي كنم
منتظر عكس هاي بعدي باشيد
عکسهایی از افسر مین از تلویزیون هند.حتی هندی ها هم از بازیگران سریال دعوت
کردن و لی ایران....
¤¤ view full size ¤¤
موفق و پیروز باشید.
عکس اول:

¤¤ سایز اصلی ¤¤
عکس دوم:

¤¤ view full size ¤¤
عکس سوم:

¤¤ view full size ¤¤
عکس چهارم:
عکسی از جوانی لی یونگ ئه
اشتباه نکنید.لی یونگ ئه اون وسطیه

¤¤ view full size ¤¤
سربلند باشید.
بر اساس گزارش رسيده، جونگپينگپونگ يكي از نويسندگان سريال جواهري در قصر كه اخيراً در فستيوال جهاني كن حضور داشته، در گفتوگويي اختصاصي اعلام كرد: يانگوم با عموي ناتني امپراتور كه در ژاپن است ازدواج ميكند.
وي هدف اين كار را تعميق روابط ژاپن، كره و ايران اعلام كرد.
بنا بر گزارش سرويس بينالملل آيطنز در قسمت آخر سريال، يانگوم پس از طي مشكلات فراوان و شكست دادن بانوچويي با ريختن زهر در غذاي مورد علاقهاش، املت حلزون صحرايي و خفه كردن رقيب عشقياش گيوميونگ به دليل توطئه عليه افسر مينجانگو و انداختن جسد وي در قفس شيران باغ امپراتور و به دليل تألمات شديد روحي با عموي امپراتور كه مردي سه زنه است و در ژاپن زندگي ميكند ازدواج كرده و در آنجا يك بيمارستان خيريه و يك رستوران كرهاي -ژاپني با پيك موتوري تأسيس خواهدكرد.
امپراتور نيز با موافقت ملكه با شينبي، دوست پزشكيار يانگوم ازدواج موقت خواهدكرد.
مادر امپراتور نيز در اقدامي با وزير اوه ازدواج و به جزيره بينگو تبعيد خواهدشد.
ينگدوك استاد پزشكي يانگوم نيزعليرغم مخالفتهاي همسر اولش با پدرخوانده يانگوم ازدواج كرده و همسر اولش نيز طي حادثهاي ساختگي در معالجه با طب سوزني سوزن به نقاط حساسش فرو رفته و ميميرد.
اين گزارش ميافزايد يانگوم نيز در اين ازدواج آخر خود موفق عمل كرده و داراي فرزند دوقلوي دختر و پسر شده و به خوبي و خرمي در ژاپن در جزيره اوكيناوا زندگي خواهدكرد.
همچنين وي از امپراتور درخواست ميكند كه روي قبر بانو هن يه معبد كوچك بسازند تا مردم هميشه به ياد اين آشپز ماهر و فداكار باشند.
پينگ پونگ در ادامه با اداي سپاسگزاري از مردم ايران از استقبال بينظير از اين سريال، قول داد به زودي يانگوم را هر طوري كه شده به ايران بياورد و حاضر است در اينباره قول مردانه بدهد.
وي تصريح كرد: مردان كرهاي سرشان برود قولشان نميرود.
بازتابهاي خبري :
در پي افزايش محبوبيت سريال جواهري در قصر در ايران و جهان، خبرگزاري مهر در گزارش محرمانه و ويژهاي اعلام كرده بود: در اعتراض به افزايش محبوبيت كره جنوبي در منطقه/ كره شمالي موشك اتمي آزمايش كرد.
رحيم مشايي رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ضمن دعوت مجدد از يانگوم براي حضور در ايران گفت: يانگوم نمونه بارز توجه دولت کره به صنعت توريسم است.
مدير عامل كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نيز در گفتوگويي با فارس اعلام كرد: ما افتخار ميكنيم كرهجنوبي با تأسي از عروسكهاي ايراني دارا و سارا عروسكهاي يانگوم و تانگوم را وارد بازار ميكند
روزنامهچهچوييچا نيز نوشت: يانگوم پس از ديدار از ايران و ملاقات عمومي با مردم و تقاضاي حل معضل ترافيك در تهران و ابراز شگفتي از جادههاي شمال و گرفتن عكس دستهجمعي با هنرمندان و جمعي از نمايندگان مجلس، در بازگشت به کره تأكيد كرد: تعداد مردم انگشت به دهان ايران مرا شگفتزده کرد ..!
پيش از اين مجله فيلماينترنشنال يك خبر نيمهموثق را از نيکول کيدمن ستاره سينما و مد آمريكا با اين تيتر منتشر كرده بود: استقبال ايرانيان از يانگوم حسرت مرا برانگيخت...!
بنام خداوند خوبی ها
دوستان گرامی سلام امید وارم خوب و سلامت
باشید و نماز و روزه شما دوستان قبول حق باشد
انشاهءالله
برای شما عکس های زیبایی از یانگوم را در این ویلاگ قرار داده ام
که امید وارم از این عکس خو شتان بیاد
راستی من بخاطره پست قبلی خودم باز هم از
هواداران یانگوم معذرت می خوام
می دونم که کار خوبی را انجام نداده بودم

((( سایز اصلی عکس یانگوم )))
دانلود تمامی فیلم های یانگوم خانم برای شما ==>تقدیم به همه ی شما دوستان گرامی و عزیز این اولین خبر خبرها در راه است .
***رضا***![]()
سلام دوستان گرامی شب همگی خوش
امشب من هرچه فکر
کردم
نتونستم مطلب خوبی برای شما پیدا کنم پس بعد
از چند دقیقه یک فکر به ذهن من خطور کرد
من یک عکس از یانگوم دادشم
یکم در این عکس دست کاری های کمی انجام دادم
که بنظر من عکس یانگوم
جالب شده من الان سه عکس از یانگوم در وبلاگ قرار داده ام
این سه عکس در اصل یک عکس هستند ؟ ولی من در همان یک عکس
دو تغییر انجام داده ام که امید وارم شما از ین عکس ها خوشتان بیاید
قبل از دیدن عکس ها من پیشا پیش از دوست داران یانگوم معذرت می خوام؟
برای دیدن یک عکس ها روی لینک های زیر کلیک کنید

مي کيونگ يانگ با نام هاي مستعار «ستاره درخشان» و «مي کيون» ، 163 سانتي متر قد و متولد 25 جولاي 1961 کره جنوبي است. او علاوه بر بازيگري مدل و خواننده نيز ميباشد. همچنين برنده ي جايزه ويژه بازيگري تلويزيوني در نقش درام و برنده دو جايزه تک آهنگ سال 2001 نيز ميباشد. او ليسانس موسيقي و هنرهاي زيبا از دانشکده هنر و معماري کره جنوبي را دارد و به زبانهاي کره اي ، ژاپني و کمي ايتاليايي نيز تسلط دارد. اين بازيگر متاهل 47 کيلوگرم وزن داشته و دوست صميمي کوانگ چو خواننده بزرگ کره است. مي کيونگ يانگ در سريال جواهري در قصر نقش بانو هن را به خوبي ايفا کرده است در اين باره گفت و گويي با وي انجام شده که ميخوانيد:
* بازي در اين سريال چگونه بود ، آيا توانستيد به آنچه که دوست داشتيد برسيد؟
- بسيار خوب بود ، با اين که کارگردان جوان و تازه کاري داشت اما نتيجه کار بسيار موفق بود. با بازي در اين سريال توانستم به خوبي خودم را نشان بدهم و بسياري از منتقدين از ايفاگري من راضي و خرسند بودند.
* هم بازي شدن با آن همه خانم در يک سريال براي شما دردسري نداشت؟
- مشکل خاصي که نبود هيچ ، بسيار از کمک آنان بهره ميگرفتم. همراهي و همفکري خانمها در اين سريال بسيار عالي بود و به گونه اي همه يار و ياور يکديگر بودند.
* دوست داشتيد نقش يانگوم را در اين مجموعه ايفا کنيد؟
- اين فرض غير ممکن ، چون سن و سال من به اين نقش نميخورد. يانگوم يک دختر نوجوان است که به مرور وارد سن جواني و ازدواج ميشود و من نميتوانماين نقش را ايفا کنم. از سوي ديگر لي يونگ بسيار خوب و شايسته اين نقش را بازي کرده و به نظر من يکي از عوامل موفقيت اين مجموعه حضور لي يونگ در نقش يانگوم است.
* رابطه شما با لي يونگ ئه در زمان فيلمبرداري چگونه بود؟
- روابط ما تقريبا شبيه آن چيزي است که در سريال ميبينيد. او دختر بسيار مهرباني است که داراي روابط عمومي بسيار بالا و دوست داشتني است.
* آشپزي هايي که در اين سريال انجام داده اي ، آيا بهره اي برايت داشت؟
- از اطلاعاتي که به دست آوردم بهره بسياري بردم ، ميتوانم ادعا کنم که آشپزي هايي که الان انجام ميدهم با آنچه که قبل ميپختم تفاوت زيادي کرده است.
* بزرگترين دستاورد جواهري در قصر؟
- براي خود من يک افتخار بزرگ بود که تاثير زيادي در زندگي شخصي ام گذاشت و حتي بايد بگويم که اين کار اصلا مسير زندگي من را عوض کرد ، چون به ديدگاه تازه اي در زندگي ام رسيدم.
* مثلا؟
- اينکه بهتر است خودت باشي ، مهم نيست ديگران از تو چه انتظاري دارند. تو بايد خودت جايگاهت را پيدا کني و ديگران از اين منظر تو را ببينند.
* پس تا آن موقع براي ديگران زندگي ميکردي؟
- خيلي وحشتناک است که چنين اعترافي بکنم ولي حقيقت داشت.
* پس کار اثرگذاري بوده ...؟
- ببين ، من از اين کار چيزهاي زيادي ياد گرفتم ، اما اين بخش کاملا خصوصي است. جواهري در قصر جايگاه حرفه اي مرا هم دچار ترفيع کرد. تا جايي که بعد از آن سيل پيشنهادات بازي امان نميدادند و من در
تصميم گيري هايم دچار کمبود وقت شده بودم.
* اين وضعيت خوب بود؟
- بله. من خدا را شکر ميکنم چون باعث شد تا بعد از سال ها به خوبي ديده شوم. کره صنعت فيلم سازي پرو پيمايي ندارد، براي همين يک جرقه کافي است تا شما را يا خاکستري کند يا شعله ور.
* با نوع روايت داستان موافق بوديد؟
- به نظرم ساختار فيلم نامه خيلي خوب بود ، اگرچه روند اپيزوديکش اين اجازه را ميداد تا باز هم ادامه پيدا کند ، چون به هر حال يک برداشت سطحي بود و فقط از يک المان تاريخي استفاده شده بود پس لزومي نداشت تا نگران اين باشيم که داستانها تحريف تاريخ هستند يا نه. ميشد ادامه داد ، اما در نهايت از کار خيلي راضي هستم.
* در حال حاضر چه ميکنيد؟
- مشغول ساختن و ضبط يک دموي بيست دقيقه اي هستم که بر اساس اشعار خودم ساخته ميشود. ميخواهم ببينم ميتوانم کلمات را حذف کرده و حرف دلم را به صورت آوا روي موسيقي منتشر کنم يا نه؟
* صحبت خاصي براي هوادارانتان نداريد؟
- من همه ي شما را دوست دارم و در هر جايگاهي که باشم فراموش نخواهم کرد که من که در اين جا صحبت ميکنم بدون وجود شما هيچ هستم و اين احترام شماست که مرا معنا ميبخشد.

¤ سایز اصلی ¤
عکس دوم:

¤¤ view full size ¤¤
عکس سوم:

¤¤ view full size ¤¤
عکس چهارم(همراه با کارگردان فیلم همدردی با بانوی انتقام):

عکس پنجم:

¤ سایز اصلی ¤
عکس ششم:

روح شرقی در جواهری در قصر( قسمت آخر )
فاصله بین سفیدی و سیاهی در جواهری در قصر کاملا محرز و مشخص است،اما جنگ این دو رنگ خیلی جنگ ساده و روشنی نیست،جنگی سرشار از پیروزی و شکست های مکرر.آنچه در این مجموعه بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد،روح شرقی و نگاه های خاص شرقی در آن است.
نویسنده کاملا با شناختی عمیق از روابط ،انگیزه ها و حساسیت های موجود در بستر یک ملت خاص آن را در لایه ای قصه با دقت گنجانده ،به طوری که هیچ گاه شلوغی و بی نظمی در آن جای نمی گیرد. روح عاطفی و نگاه شرقی،سبب شده مسیر داستان ،سیری روان و قابل هضم به خود گیرد.
به هر حال مجموعه «جواهری در قصر » تا بدین جای کار ، سریالی موفق بوده و قطعا تا پایان کار هم موفق خواهد بود،چرا که هر مجموعه ای وقتی تمامی عوامل مختلف قصه ،پردازش اصلی،شخصیت پردازی و نکات هنری را رعایت کند،قطعا با استقبال مخاطب همراه خواهد بود.
بنام خداوند خوبی ها
دوستان گرامی سلام
این بار من برای شما
یک خبر ویژه دارم این خبر را من از یک مجله ایرانی
برای شما دوستان پیدا کرده ام
خوب من خبر رو برای شما دوستان در قسمت زیر گذاشتم
حتما بخونید این بخر را
راستی این خبر جدید هست

این یانگوم هم عجب حکایتی شده پس از این که
تصویر او اکثر نشریات نوشتاری ما را در بر گرفته و
هر روز یک شایعه برای او ساخته می شود که بنده خدا
روحش هم خبر ندارد دست انداز کاران شیکه دو سیما
دست به کار جالبی زدند و مجری برنامه
(مردم ایران سلام) را به کره فرستادند تا با بازیگر نقش یانگو و
دیگر عوامل مجموعه تلویزیونی(جواهری در قصر)
برای ویژه برنامه عید فطر در شبکه دوم گفتگو کند.
در این سفر(منصور ضابطیان) مجری برنامه
مردم ایران سلام به عنوان گزارشگر با (لی هو) بازیگر
نقش یانگوم و دیگر بازیگران این مجموعه و کارگردان
و دیگر عوامل این مجموعه گفتگو کرد.آنهایی که
می خواهند یانگوم را با قیافه عادی اش ببینند
باید تا عید فطر منتظر بمانند
منبع خبر: مجله خانواده سبز
پس از رفتن یانگرو ، پانسول چویی خطاب به بانو چویی می گوید که ما هم اکنون توانستیم بانو یون را به بیرون از قصربفرستیم وباعث ناپدید شدن دو شاهد شدیم وحالا باید با خواسته او موافقت کنیم ولی در مورد خلاصی از شر یانگوم چه کنیم ، که بانو چویی می گوید با این کار جرم خودمان را آشکار می کنیم زیرا آقای مین ، نخست وزیر جناح چپ و ملکه فقط نظاره گر نخواهند بود...

یانگرو به دیدن یانگوم می رود...

یانگوم از او می پرسد که برای چه به این جا آمده است ، که گیومیونگ نامه هایی که در آن ها دستوراتی است را به یانگوم می دهد ومی گوید که این ها دستورات مهمی هستند یکی از طرف بانو چویی و یکی از طرف وزیر اوو...

بانو چویی به من گفته که ناپدید شوم و وزیر اوو نیز این نامه را داده است تا ببرم دفتر دادستانی تا به آنها بگویم که بانو چویی با تو چه کرده است ، بنابراین سرنوشت آنها به من بستگی دارد که یانگوم باز می پرسد که برای چه به این جا آمده است که یانگرو اعلام می کند تو نمی دانی ، آنها این کار را کردن چون من همه چیز را می دانم...

و از یانگوم می خواهد به او کمک کند تا او نیز بتواند به یانگوم کمک کند و به وسیله ارتباطی که با ملکه دارد او را به سمت بانوی منشی های سلطنتی برساند ، که یانگوم به او اعلام می کند من به تو هیچ قولی نمی دهم ، زیرا بدون کمک تو می توانم این کار را انجام دهم وتنها راهی که الان برای زنده ماندن تو باقی مانده است که بروی اعتراف کنی وطلب بخشش کنی ، پس به دفتر دادستانی برو...

در همین زمان بانو چویی نیز به دیدار یانگوم می رود و به یانگوم می گوید میونگی کجاست و باعث تعجب یانگوم وهمسر کنگ داگو می شود...

بانو چویی به همراه یانگوم به محل دفن میونگی می روند که بانو چویی اعلام می کند من و میونگی زمانی که هشت سالمان بود واد قصر شدیم او بسیار شجاع بود و چیزهای زیادی به من آموخت اما من کارهای بد زیادی در حق دوستم انجام دادم...

من زندگیم را مدیون او هستم که این برای من بسیار عذاب آور است و از تو می خواهم که مرا ببخشی و از تو می خواهم همانند میونگی زانو بزنی و مرا ببخشی...

که یانگوم رو به بانو چویی می کند ومی گوید که من مطمئنم قلبتان از مادرم بخشش می خواهد و می دونم که این رنج باعث شده این کار را بکنید ، بنابراین به دفتر دادستانی بروید وهمه چیز را بگویید...

که بانو چویی از او می خواهد که به او وخانواده اش رحم کند که یانگوم می گوید پشیمانی یعنی این که شما مسئولیت آنچه را که انجام دادید بپذیرید...

در همین هنگام به پانسول چویی و بانو چویی اطلاع می دهند که یانگرو ناپدید شده است و دیشب با وزیر اوو نیز ملاقات داشته است...

یانگرو تصمیم خود را می گیرد و به سوی دفتر دادستانی می رود که در راه به وسیله نیروهای پانسول چویی ربوده می شود و خود را در برابر پانسول چویی وبانو چویی می بیند و آنها نامه ای راکه وزیر اوو به و داده بود راپیدا می کنند و به او می گویند که ما به تو فرصت داده بودیم...

معاون وزیر اوو به دیدار او می رود و او را از مشکل به وجود آمده مطلع می کند و معاون وزیر اوو از وزیر می خواهد که به دیدن ملکه مادر برود...

که وزیر اوو به دیدن ملکه مادر می رود و اجازه ورود می خواهد که بانو چویی به یکی از بانوان اعلام می کند که به وزیر اوو بگویند که ملکه مادر مریض است واو فردا بیاید...

در همین هنگام بانو چویی از افرادی که در اتاق هستند می خواهد که به بیرون بروند و به ملکه مادر می گوید که وزیر اوو در این مدت خلاف های بسیاری مرتکب شده است...

افسرمین به دیدار یانگوم می رود و به او اعلام می کند که بانو یون به جرم های وزیر اوو اعتراف کرده است که یانگوم می گوید پس هم اکنون جان او در خطر است ، زیرا او دیشب پیش من آمده بود و می گفت که بانو چویی گفته فرار کند و وزیر اوو نیز به او گفته به جرم های بانو چویی اعتراف کند...

وزیر اوو که متهم شده است مورد باز جویی قرار می گیرد که در این هنگام افسرمین وارد می شود و می گوید که یانگرو کشته شده است...

یونسنگ که از مرگ یانگرو مطلع شده است یاد خاطرات گذشته خود با یانگرو می افتد...

پادشاه که به دیدار یونسنگ رفته است علت ناراحتی را از او جویا می شود ...

که یونسنگ از او می خواهد که با در خواست پزشک یانگوم موافقت کند ، که پادشاه اعلام می کند که وزیر اوو و بانو چویی نیز با این موضوع در ارتباط هستند که مشکل فقط آن ها نیستند زیرا آنها اطرافیان با نفوذی دارند که یونسنگ اعلام می کند که یانگوم وصیت نامه ای قبل از مرگ پزشک قصر از او گرفته است...

پادشاه از پیشکار می خواهد که پیش یانگوم برود و وصیت نامه ای را که او از پزشک قصر گرفته است از او بگیرد...

یکی از بانوان پزشک به دیدن یانگوم می آید و به او اعلام می کند که ملکه مادر می خواهد او را ببیند...

یانگوم به دیدار ملکه مادر می رود که ملکه مادر از او آن وصیت نامه را می خواهد ، که یانگوم اعلام می کند که آن وصیت نامه را ندارد...

گیومیونگ از بانو چویی می پرسد که آیا آن وصیت نامه را به ملکه داد ، که بانو چویی اعلام می کند به خدمتکارها بگو بروند و یوئل یی رابیاورند...

در این زمان پیشکار به پیش یانگوم می رود و به او اعلام می کند که پادشاه آن وصیت نامه را می خواهد ببیند که یانگوم اعلام می کند که چنین وصیت نامه ای وجود ندارد...

بانو چویی به یوئلی می گوید که آیا او تصمیم خود را گرفت که یوئلی می گوید بله او از حرف های شما اطاعت می کند که بانو چویی می گوید حالا باید تو برای من کاری انجام دهی ، تو باید این نامه را به دفتر سران امور داخلی ببری...

یوئلی به دفتر سران امور داخلی می رود و نامه ای را که بانو چویی به او داده بود را به آنها می دهد و آنها از او می پرسند که او چگونه این وصیت نامه را بدست آورده است...

بانو چویی و گیومیونگ به دیدار یونسنگ می روند و اعلام می کنند که یک پیغام از دفتر سران امور داخلی دریافت کرده اند که تمام بانوانی که با موضوع اردک گوگردی در ارتباط هستند باید بیایند وشهادت بدهند به خاطر همین بانو مین باید با ما بیاید...

تمامی افرادی که با موضوع اردک گوگردی در ارتباط بوده اند در اتاق سران امور داخلی جمع شده وبه سوالات پاسخ می دهند و هرکدام دیگری را مقصر می دانند...

که در این لحظه پزشک قصرکه همه فکر می کنند خودکشی کرده است به همراه افسرمین ویانگوم وارد اتاق می شود و باعث حیرت حاضرین می شود...

دانلود بکن از دست می دی
کلیپ شین بین <========= جدید
بنام خداوند خوبي ها
دوستان گرامي سلام
من دوباره خوش حالم که اين بار هم مثل همیشه برای
شما دوستان مطالب و عکس هاي زيبایی در اين وبلاگ قرار داده ام
اين بار هم من براي شما دوستان خوبم
من چند عکس متحرک(جدید) از (یانگوم)را در اين وبلاگ قرار داده ام
من دوباره هم مي گويم براي بعضی کساني که مي گويند
اين عکس ها (سيو یا ديده) نمي شوند
براي آن دوستاني که اين مشکل را دارند
می گویم که اين عکس ها سيو نمي شوند و در بعضي مواقع
براي ديدن اين عکس ها بايد چند لحظه صبر کرد
چون اين عکس ها به صورت (لود) شدن باز مي شود
شايد 2 تا ۴ (دقيقه) در بعضي مواقع هم طول بکشد اين عکس ها باز شوند
من همچنين براي شما (کد) اين عکس ها رو در وبلاگ گذاشتم
که شما اگر مايل هستید مي توانيد اين کد ها را در سايت يا وبلاگ خود
در قسمت (HTML) قرار دهيد خوب شما دوستان
مي توانيد براي دريافت ( کد) و دیدن عکس های متحرک (یانگوم) روي
ادامه مطالب کليک کنيد
راستی من فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به تمامی مسلمانان
ایران و جهان تبرک می گویم
نظرم یادتون نره دیگه............

عكس اول:

¤¤ view full size ¤¤
عکس دوم(لي يونگ ئه در كنار كارگردان فيلم همدردي با بانوي انتقام):

عكس سوم(لي يونگ ئه):

عكس چهارم:
¤¤ lee young ae ¤¤
موفق باشيد.

عکس اول(افسر مین عکاس):

¤¤ view full size ¤¤
عکس دوم(كمتر بستني بخور):

¤¤ view full size ¤¤
موفق باشید.





سه تا عکس پشت صحنه:


بانو هن...![]()

نظر یادتون نره.................